چندی ز بیداد فرسوده گشتیم - ملکالشعرا بهار
-
تاریخ: 1401/11/27 ساعت: 12:02
بخشهایی از ترجیعبند ملکالشعرا بهار در سال 1287 پس از پیروزی مشروطهخواهان و فرار محمدعلی شاه قاجار.یکچند ما را غم رهنمون شد / جان یارِ غم گشت، دل غرقِ خون شدمامِ وطن را رخ نیلگون شد / وامروز دشمن خوار و زبون شدزاین جنبشِ سخت، زاین فتحِ ناگاهالحمدلله، الحمدلله.چندی ز بیداد فرسوده گشتیم / با خاک و با خ...
ز هجران هیچ شربت تلختر نیست - امیرخسرو دهلوی
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 18:28
یکایک تلخیِ دوران چشیدم / ز هجران هیچ شربت تلختر نیستاسیرِ هجر و نومید از وصالم / شبم تاریک و امّیدِ سحَر نیستهمیخواهم که رویت باز بینم / جز اینم در جهان کامِ دگر نیست.( امیرخسرو دهلوی )Adblock test (Why?)
پس کلوخِ خشک در جو کی بوَد؟ - مثنوی مولوی
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 18:28
معده حلوایی بوَد، حلوا کشد / معده صفرایی بوَد، سرکا کشددوست بینی، از تو رحمت میجهد / خصم بینی، از تو سطوت میجهدای ایاز این کار را زوتر گزار / زآنکه نوعی انتقام است انتظاردست در کرده درونِ آبِ جو / هریکی زیشان کلوخی خشک جوپس کلوخِ خشک در جو کی بوَد؟ / ماهییی با آب عاصی کی شود؟چون جهانی شُبهَت و اِشکا...
چون ز چشمه آمدی، چونی تو خشک؟ - مثنوی مولوی
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 18:28
گفت روبَه این حکایت را بِهِل / دستها بر کسب زن، جهدُالمُقِلنقل کُن زاینجا به سویِ مَرغزار / میچر آنجا سبزه گردِ جویبارمَرغزاری سبز مانندِ جنان / سبزه رُسته اندر آنجا تا میانهر طرف در وی یکی چشمه روان / اندر او حیوان مرفّه در اماناز خری او را نمیگفت ای لعین / تو از آنجایی، چرا زاری چنین؟کو نشاط و فرب...
عشق با صد ناز میآید به دست - مثنوی مولوی
-
تاریخ: 1401/10/14 ساعت: 1:03
با که گویم؟ در همه دِه زنده کو؟ / سویِ آبِ زندگی پوینده کو؟تو به یک خواری گریزانی ز عشق / تو به جز نامی چه میدانی ز عشق؟عشق را صد ناز و استکبار هست / عشق با صد ناز میآید به دستعشق چون وافیست، وافی میخرد / در حریفِ بیوفا میننگرد.( مثنوی مولوی ).در بیت سوم : استکبار : خود را بزرگ دیدن، تکبر کردندر بیت...
همراه شو ای دوست که تنها نتوان رفت - امیرخسرو دهلوی
-
تاریخ: 1401/10/14 ساعت: 1:03
بی شاهدِ رعنا به تماشا نتوان رفت / بی سروِ خرامنده به صحرا نتوان رفتصحرا و چمن پهلویِ من هست بسی، لیک / همراه شو ای دوست که تنها نتوان رفتگفتم که ز کویت بروم تا ببرم جان / گفتن بتوان جانِ من، اما نتوان رفت.( امیرخسرو دهلوی )Adblock test (Why?)
کس را چه غم ار رفت دلِ سوختۀ من - امیرخسرو دهلوی
-
تاریخ: 1401/10/14 ساعت: 1:03
کس را چه غم ار رفت دلِ
باری به هر نوعی چرا ضایع کنی ایّام را - خواجوی کرمانی
-
تاریخ: 1401/9/13 ساعت: 8:18
خواجو چو این ایّام را دیگر نخواهی یافتن / باری به هر نوعی چرا ضایع کنی ایّام را . ( خواجوی کرمانی )
هیچکس نبْوَد کاندک غمی او را نبوَد - امیرخسرو دهلوی
-
تاریخ: 1401/9/13 ساعت: 8:18
وقتی اندر سرِ کویی گذری بود مرا / واندر آن کوی، نهانی، نظری بود مراجان به جای است ولی زنده نیَم من، زیرا / مایۀ عمر، به جز جان، دگری بود مراهمه کس را خور و خواب و، منِ بیچاره خراب / ای خوشا وقت که خوابی و خوری بود مراهیچکس نبْوَد کاندک غمی او را نبوَد / لیکن از دولتِ تو بیشتری بود مرا.( امیرخسرو دهل...
خار ما خوردیم و ایشان گل به دست آوردهاند - خواجوی کرمانی
-
تاریخ: 1401/9/13 ساعت: 8:18
رنج ما بردیم و گنج اربابِ دولت بردهاند / خار ما خوردیم و ایشان گل به دست آوردهاندبا وجود آنکه بد گفتند و نیک انگاشتند / ما نیازردیم و بدگویان ز ما آزردهاندزندهدل قومی که پیشِ تیغِ عشقت شمعوار / زآتشِ دل سر فدا کردند و پای افشردهاند.( خواجوی کرمانی )Adblock test (Why?)
ور ندانی، چون بدانی کاین بد است؟ - مثنوی مولوی
-
تاریخ: 1401/8/2 ساعت: 20:06
تو به جِد کاری که بگرفتی به دست / عیبش این دَم بر تو پوشیده شدهستزآن همی تانی بدادن تن به کار / که بپوشید از تو عیبش کردگارهمچنین هر فکر که گرمی در آن / عیبِ آن فکرت شدهست از تو نهانحال کآخر زو پشیمان میشوی / گر بوَد این حالت اوّل کی دَوی؟پس بپوشید اوّل آن بر جانِ ما / تا کنیم آن کار بر وفقِ قضاچون ...
آرامشی به ساکنِ بیتالحزن رسان - خواجوی کرمانی
-
تاریخ: 1401/8/2 ساعت: 20:06
یا رب ز باغِ وصل نسیمی به من رسان / واین خسته را به کامِ دلِ خویشتن رسانداغِ فراق تا به کیام بر جگر نهی / یک روز مرهمی به دلِ ریشِ من رسانبفرست بویِ پیرهن از مصر و یک نفس / آرامشی به ساکنِ بیتالحزن رسانخواجو ز داغ و دردِ جدایی به جان رسید / از غربتش خلاص ده و با وطن رسان.( خواجوی کرمانی )Adblock tes...
که ترکِ دوستان نتوان به قولِ دشمنان کردن - خواجوی کرمانی
-
تاریخ: 1401/8/2 ساعت: 20:06
شبانِ تیره از مهرش نبینم در مَه و پروین / که شرطِ دوستی نبوَد نظر در این و آن کردنبه رغمِ دشمنان، با دوست پیمان تازه خواهم کرد / که ترکِ دوستان نتوان به قولِ دشمنان کردنچو از آهِ خداخوانان برافتد ملکِ سلطانان / نباید پادشاهان را ستم بر پاسبان کردن.( خواجوی کرمانی )Adblock test (Why?)
کآنک روزی مهر ورزیدهست نیکاختر شود - خواجوی کرمانی
-
تاریخ: 1401/6/25 ساعت: 9:53
هرکه را وجدی نباشد کی بغلتاند سماع؟ / آتشی باید که تا دودی به روزن بر شودنور نبوَد هر درونی را که در وی مهر نیست / آتشی چون برفروزی خانه روشنتر شودهمچو صبح ار صادقی خواجو مشو خالی ز مهر / کآنک روزی مهر ورزیدهست نیکاختر شود.( خواجوی کرمانی )Adblock test (Why?)
عاقبت جوینده یابنده بوَد - مثنوی مولوی
-
تاریخ: 1401/6/25 ساعت: 9:53
سایۀ حق بر سرِ بنده بوَد / عاقبت جوینده یابنده بوَدجمله دانند این اگر تو نگروی / هر چه میکاریش، روزی بدرَویسنگ بر آهن زدی آتش نَجَست / این نباشد، ور بباشد نادر استآنکه روزی نیستش بخت و نجات / ننگرد عقلش مگر در نادراتکآن فلان کس کِشت کرد و بر نداشت / وآن صدف بُرد و صدف گوهر نداشتبس کسا که نان خورَد د...
پس بدِ مطلق نباشد در جهان - مثنوی مولوی
-
تاریخ: 1401/6/25 ساعت: 9:53
زهرِ مار آن مار را باشد حیات / نسبتش با آدمی باشد مماتخلقِ آبی را بوَد دریا چو باغ / خلقِ خاکی را بوَد آن مرگ و داغزَید اندر حقِّ آن، شیطان بوَد / در حقِ شخصی دگر سلطان بوَدپس بدِ مطلق نباشد در جهان / بد به نسبت باشد، این را هم بدان.( مثنوی مولوی )Adblock test (Why?)
این بوَد خویِ لئیمانِ دنی - مثنوی مولوی
-
تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 17:42
این بوَد خویِ لئیمانِ دنی / بد کند با تو چو نیکویی کنیبا کریمی گر کنی احسان سزد / مر یکی را او عوض هفصد دهدبا لئیمی چون کنی قهر و جفا / بندهیی گردد تو را بس باوفا.( مثنوی مولوی ).در بیت اول : لئیم و دنی : پست، فرومایهAdblock test (Why?)
بویِ من هست جگرسوز، مبویید مرا - امیرخسرو دهلوی
-
تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 17:42
عاشق و مستم و رسواییِ خویشم هوس است / هرچه خواهم که کنم، هیچ مگویید مراخسروم من، گُلی از خونِ دلِ خود رُسته / بویِ من هست جگرسوز، مبویید مرا( امیرخسرو دهلوی )Adblock test (Why?)
ناخوش و خوش، هر ضمیرت از خود است - مثنوی مولوی
-
تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 17:42
چون به امرِ توست اینجا این صفات / پس در امرِ توست آنجا آن جزاتچون ز دستت زخم بر مظلوم رُست / آن درختی گشت از او زَقّوم رُستچون ز خشم، آتش تو در دلها زدی / مایۀ نارِ جهنّم آمدیآن سخنهای چو مار و کژدمت / مار و کژدم گشت و میگیرد دُمتاز تو رُستهست، ار نکویست ار بد است / ناخوش و خوش، هر ضمیرت از خود است(...
عزیز از ماندنِ دائم شود خوار - دقیقی
-
تاریخ: 1401/5/5 ساعت: 20:26
من اینجا دیر ماندم خوار گشتم / عزیز از ماندنِ دائم شود خوارچو آب اندر شَمَر بسیار ماند / زُهومت گیرد از آرامِ بسیار ( دقیقی ) در بیت دوم : شمر : آبگیر – زهومت : بوی گندیدگیAdblock test (Why?)