خرید بک لینک

بی شاهدِ رعنا به تماشا 1 رفت / بی سروِ خرامنده به صحرا نتوان رفت

صحرا و چمن پهلویِ من هست بسی، لیک / 1 شو ای دوست که تنها نتوان رفت

گفتم که ز کویت بروم تا ببرم جان / گفتن بتوان جانِ من، اما نتوان رفت

.

( 1 1 )


برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: چهارشنبه 14 دی 1401 ساعت: 1:03

صفحه بندی