خرید بک لینک

معده حلوایی بوَد، حلوا کشد / معده صفرایی بوَد، سرکا کشد

دوست بینی، از تو رحمت میجهد / خصم بینی، از تو سطوت میجهد

ای ایاز این کار را زوتر گزار / زآنکه نوعی انتقام است انتظار

دست در کرده درونِ آبِ جو / هریکی زیشان کلوخی خشک جو

پس 1 خشک در جو کی 1 / ماهییی با آب عاصی کی شود؟

چون جهانی شُبهَت و اِشکالجوست / حرف میرانیم ما بیرون ز پوست

جوز را در پوستها آوازهاست / مغز و روغن را خود آوازی کجاست؟

.

( 1 1 )


برچسب: نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 18:28

صفحه بندی