در دل و جان خانه کردی عاقبت - غزلیّات مولوی
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 8:28
در دل و جان خانه کردی عاقبت / هر دو را دیوانه کردی عاقبتآمدی کآتش در این عالم زنی / وانگشتی تا نکردی عاقبتدانهای بیچاره بودم زیرِ خاک / دانه را دُردانه کردی عاقبتدانهای را باغ و بستان ساختی / خاک را کاشانه کردی عاقبت.( غزلیّات مولوی )Adblock test (Why?)
جامی که برَد از دلم آزار به من داد - غزلیّات مولوی
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 2:45
بار دگر آن دلبرِ عیّار مرا یافت / سرمست همیگشت به بازار مرا یافتاز خونِ من آثار به هر راه چکیدهست / اندر پیِ من بود، به آثار مرا یافتجامی که برَد از دلم آزار به من داد / آن لحظه که آن یارِ کمآزار مرا یافت.( غزلیّات مولوی )Adblock test (Why?)
روز و شب را میشمارم روز و شب - غزلیّات مولوی
-
تاریخ: 1402/8/15 ساعت: 18:18
در هوایت بیقرارم روز و شب / سر ز پایت برندارم روز و شبجان و دل از عاشقان میخواستند / جان و دل را میسپارم روز و شبتا که عشقت مطربی آغاز کرد / گاه چنگم، گاه تارم، روز و شبمیزنی تو زخمه و بر میرود / تا به گردون زیر و زارم روز و شبتا بنگشایم به قندت روزهام / تا قیامت روزهدارم روز و شبزآن شبی که وعده کرد...
تا چشم سیر گردد، یک سو نهد حسد را - غزلیّات مولوی
-
تاریخ: 1402/7/1 ساعت: 18:55
ای رویت از قمر بِهْ، آن رو به رویِ من نِه / تا بنده دیده باشد صد دولتِ ابد راجامِ چو نار پر کن، لیکن تمام پر کن / تا چشم سیر گردد، یک سو نهد حسد را.( غزلیّات مولوی )Adblock test (Why?)
تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را؟ - غزلیّات مولوی
-
تاریخ: 1402/6/18 ساعت: 23:47
تو مرا جان و جهانی،'>جهانی، چه کنم جان و جهان را؟ / تو مرا گنجِ روانی، چه کنم سود و زیان را؟ز وصالِ تو خمارم، سرِ مخلوق ندارم / چو تو را صید و شکارم، چه کنم تیر و کمان را؟ز شعاعِ مَهِ تابان، ز خَمِ طرّۀ پیچان / دلِ من شد سبک ای جان، بده آن رطلِ گران را.( غزلیّات مولوی ).در بیت سوم : سبک شدن دل : حال...
زهی عشق، زهی عشق که ما راست خدایا - غزلیّات مولوی
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 22:54
زهی عشق، زهی عشق که ما راست خدایا / چه نغز است و چه خوب است و چه زیباست خدایازهی ماه، زهی ماه، زهی بادۀ همراه / که جان را و جهان را بیاراست خدایافتادیم، فتادیم بدانسان که نخیزیم / ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایانه دامیست، نه زنجیر، همه بسته چراییم؟ / چه بند است؟ چه زنجیر؟ که برپاست خدایاز عکسِ رخِ آن ...
تا مرادِ خویش را آری به چنگ آماده شو - ملکالشعرا بهار
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 22:54
زندگی جنگ است جانا بهرِ جنگ آماده شو / نیست هنگامِ تأمّل، بیدرنگ آماده شوهمچو شیرِ سختدندان یا عقابِ تیزچنگ / تا مرادِ خویش را آری به چنگ آماده شوعلم یکتا گوهر است و کاهلی کامِ نهنگ / تا بری این گوهر از کامِ نهنگ آماده شو.( ملکالشعرا بهار )Adblock test (Why?)
تبارِ اهرمن چیره به یزدانیتبار اندر - ملکالشعرا بهار
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 22:54
روان شد لشکرِ آبان به طرفِ جویبار اندر / نهاده سیمگونرایت به کتفِ کوهسار اندرچو بر بستان کفن پوشید برفِ تندبار اندر / درختِ سرو بر تن کرد رختِ سوگوار اندردرختان لرز لرزان در میانِ جویبار اندر / به پایِ هر درختی برگها گشته نثار اندربه باغ آیند زاغان شامگاهان صد هزار اندر / در افکنده به ابرِ تیره بانگ...
خواهم که سخن گویم، آواز برون ناید - امیرخسرو دهلوی
-
تاریخ: 1402/5/7 ساعت: 18:32
تو حالِ دلم پرسی، من در رخِ تو حیران / خواهم که سخن گویم، آواز برون نایدگفتی که شدی رسوا، سهل است، به یک بوسه / بربند دهانم را تا راز برون ناید.( امیرخسرو دهلوی )Adblock test (Why?)
بارِ دگر رقصکنان بیدل و دستار بیا - غزلیّات مولوی
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 16:06
پای تویی، دست تویی، هستیِ هر هست تویی / بلبلِ سرمست تویی، جانبِ گلزار بیاای ز نظر گشته نهان، ای همه را جان و جهان / بارِ دگر رقصکنان بیدل و دستار بیاروشنیِ روز تویی، شادیِ غمسوز تویی / ماهِ شبافروز تویی، ابرِ شکربار بیاای دلِ آواره بیا، وی جگرِ پاره بیا / ور رهِ در بسته بوَد از رهِ دیوار بیا.( غزلیّ...
پرسشِ همچون شکرش، کرد گرفتار مرا - غزلیّات مولوی
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 16:06
نغزی و خوبی و فَرَش، آتشِ تیزِ نظرش / پرسشِ همچون شکرش، کرد گرفتار مرادستگه و پیشه تو را، دانش و اندیشه تو را / شیر تو را، بیشه تو را، آهویِ تاتار مراای دلِ قلّاش، مکن، فتنه و پرخاش مکن / شهره مکن، فاش مکن، بر سرِ بازار مرا.( غزلیّات مولوی )Adblock test (Why?)
ای مبارک اوستاد، ای شاعرِ والانژاد - ملکالشعرا بهار
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 16:06
بخشهایی از قصیده ملکالشعرا بهار در سال 1313 به مناسبت جشنی که رضاشاه برای هزارمین سال تصنیف شاهنامۀ فردوسی برپا کرد.آنچه کوروش کرد و دارا، وآنچه زردشتِ مهین / زنده گشت از همّتِ فردوسیِ سِحرآفرینتازه گشت از طبعِ حکمتزایِ فردوسی به دهر / آنچه کردند آن بزرگان در جهان از داد و دینباستانینامه کافشاندندش ...
خیز دفعِ چشمِ بد، اسپند سوز - مثنوی مولوی
-
تاریخ: 1402/1/24 ساعت: 12:06
باز خرّم گشت مجلس دلفروز / خیز دفعِ چشمِ بد، اسپند سوزنعرۀ مستانِ خوش میآیدم / تا ابد جانا چنین میبایدمبویِ جانی سویِ جانم میرسد / بویِ یارِ مهربانم میرسد.( مثنوی مولوی )Adblock test (Why?)
ای دیوِ سپیدِ پای در بند - ملکالشعرا بهار
-
تاریخ: 1402/1/24 ساعت: 12:06
ای دیوِ سپیدِ پای در بند / ای گنبدِ گیتی، ای دماونداز سیم به سر یکی کُلهخود / زآهن به میان یکی کمربندتا چشمِ بشر نبیندت روی / بنهفته به ابر چهرِ دلبندچون گشت زمین ز جورِ گردون / سرد و سیه و خموش و آوند،بنواخت ز خشم بر فلک مشت / آن مشت تویی تو، ای دماوندتو مشتِ درشتِ روزگاری / از گردش قرنها پسافکندنی...
خاکِ آمل شده در زیرِ پیِ آتش، طی - ملکالشعرا بهار
-
تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 23:42
بخشی از قصیده بهار در سال 1296 در رابطه با حریقی که شبانه در آمل افتاد و نیمی از شهر بسوخت.خاکِ آمل شده در زیرِ پیِ آتش، طی / ای مسلمانان، آبی بفشانید به ویاین همان خطّۀ نامیست که از عهدِ قدیم / دورها کرده به امنیت و آسایش طییادگاری ز بهشت است به آب و به هوا / پر گل و سبزه بهاری است به تمّوز و به دی...
بر خود آنچه نپسندی، آن به دیگران مپسند - ملکالشعرا بهار
-
تاریخ: 1401/12/29 ساعت: 15:56
بر خود آنچه نپسندی، آن به دیگران مپسند / اینْت گوهرِ مقصود، اینْت جوهرِ ایمانتو به نامِ دینداری مردمان بیازاری / هم به خود روا داری لطف و بخششِ یزدانگر به نامِ بیدینی نیکویی کنی بهتر / تا به نامِ دینداری فسق ورزی و عصیان.( ملکالشعرا بهار )Adblock test (Why?)
گر بس بوَد این فخر به ما، وای به ایران - ملکالشعرا بهار
-
تاریخ: 1401/12/28 ساعت: 0:17
کوتاه شده از مسمّط مستزاد ملکالشعرا بهار در زمان جنگ جهانی اول به سال 1294.گوییم که کیخسرو ما تاخت به کلدانگوییم که اِگْزِرسِسِ ما رفت به یونانگوییم که بهرام درآویخت به خاقانگر بس بوَد این فخر به ما، وای به ایران.گر کوروشِ ما شاهِ جهان بود به من چه؟گشتاسب سرِ پادشهان بود به من چه؟ور توسنِ شاپور جَها...
وعده تا کی؟ نه دگربار جوان خواهم گشت - امیرخسرو دهلوی
-
تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 15:25
آخر این عمرِ گرامیست که برمیگذرد / وعده تا کی؟ نه دگربار جوان خواهم گشت . ( امیرخسرو دهلوی )
داد از دستِ خواص - ملکالشعرا بهار
-
تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 15:25
خیلِ خاصان به هوایِ دلِ خود هرزهدرا ________ ایمن از حبس و جزاور عوامی سقطی گفت درافتد به قصاص________ داد از دستِ خواصبهرِ محرومیِ عامانِ فقیرِ ناچیز________ قلمِ خاصان تیزهمچو بر خیلِ عجم نیزۀ سعدِ وقّاص________ داد از دستِ خواصاز پیِ مخزنِ خاصان گهر و دُر باید________ صدفِ پر بایدچه غم ار در شکمِ...
فکرِ غم را تو مثالِ ابر دان - مثنوی مولوی
-
تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 16:40
هر دَمی فکری چو مهمانِ عزیز / آید اندر سینهات هر روز نیزفکر را ای جان به جای شخص دان / زآنکه شخص از فکر دارد قدر و جانفکرِ غم گر راهِ شادی میزند / کارسازیهای شادی میکندخانه میروبد به تندی او ز غیر / تا درآید شادیِ نو ز اصلِ خیرمیفشاند برگِ زرد از شاخِ دل / تا بروید برگِ سبزِ متّصلغم ز دل هرچه بریزد ...