وقتی اندر سرِ کویی گذری بود مرا / واندر آن کوی، نهانی، نظری بود مرا
جان به جای است ولی زنده نیَم من، زیرا / مایۀ عمر، به جز جان، دگری بود مرا
همه کس را خور و خواب و، منِ بیچاره خراب / ای خوشا وقت که خوابی و خوری بود مرا
1 1 1 1 او را 1 / لیکن از دولتِ تو بیشتری بود مرا
.
( 1 1 )
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی