عمرِ دگر بباید تا صبر بر دهد - دقیقی - تاریخ: 1401/5/5 ساعت: 20:26
گویند صبر کن که تو را صبر بر دهد / آری دهد ولیک به عمرِ دگر دهد من عمرِ خویشتن به صبوری گذاشتم / عمرِ دگر بباید تا صبر بر دهد ( دقیقی )
دلم ای وای به دل، وا دلم ای وای دلم - خواجوی کرمانی - تاریخ: 1401/5/5 ساعت: 20:26
منِ بیدل چه کنم؟ پیشِ که گویم غمِ دل؟که ندارم بهجز از آهِ سحر همدمِ دلگر نسازد لبِ جانبخشِ توام مرهمِ دل:دلم'>دلم'>دلم ای وای'>وای به دل، وا دلم ای وای دلم با حریفانِ صبوحی طَرَفِ جوی بجویسنبلِ یارِ گُلاندامِ سمنبوی ببویاز برایِ دلم ای مطربِ خوشگوی بگوی:دلم ای وای به دل، وا دلم ای وای دلم ای خوشا پا...
ترسِ وهمی را نکو بنگر، بفهم - مثنوی مولوی - تاریخ: 1401/5/2 ساعت: 15:06
بر زمین گر نیمگز راهی بوَد / آدمی، بیوهم، آمِن میرودبر سرِ دیوارِ عالی گر روی / گر دو گز عرضش بوَد، کژ میشویبلکه میافتی ز لرزۀ دل به وهم / ترسِ وهمی را نکو بنگر، بفهمفالِ بد رنجور گرداند همی / آدمی را که نبودستش غمی ( مثنوی مولوی )Adblock test (Why?)
هر کسی را بهرِ کاری ساختند - مثنوی مولوی - تاریخ: 1401/5/2 ساعت: 15:06
هر کسی را بهرِ کاری ساختند / میلِ آن را در دلش انداختند دست و پا بی میل جنبان کی شود؟ / خار و خس بی آب و بادی کی روَد؟ ( مثنوی مولوی )
دریغا صبر، گر بودی چه بودی - خواجوی کرمانی - تاریخ: 1401/5/2 ساعت: 15:06
مرا گویند درمانِ تو صبر است / دریغا صبر، گر بودی'>بودی چه بودیروانم در شبِ هجران بفرسود / گر آن شب را سحر بودی چه بودیچو بر بامِ تو باشد مرغ را راه / مرا گر بال و پر بودی چه بودی ( خواجوی کرمانی )Adblock test (Why?)
این یقین دان کز خلافِ عادت است - مثنوی مولوی - تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 13:27
یک جفا از خویش و از یار و تبار / در گرانی هست چون سیصدهزارزآنکه دل ننهاد بر جور و جفاش / جانْش خوگر بود با لطف و وفاشهرچه بر مردم بلا و شدت است / این یقین دان کز خلافِ عادت است ( مثنوی مولوی )Adblock test (Why?)
گوش را بندد طمع، از استماع - مثنوی مولوی - تاریخ: 1401/3/26 ساعت: 13:12
گوش را بندد طمع، از استماع / چشم را بندد غرض، از اطّلاع ( مثنوی مولوی )
آن دلِ کژ مینماید در زبان - مثنوی مولوی - تاریخ: 1401/3/26 ساعت: 13:12
بویِ کبر و بویِ حرص و بویِ آز / در سخن گفتن بیاید چون پیازگر خوری سوگند من کی خوردهام / از پیاز و سیر تقوی کردهامآن دَمِ سوگند غمّازی کند / بر دماغِ همنشینان برزندپس دعاها رد شود از بویِ آن / آن دلِ کژ مینماید در زبانگر حدیثت کژ بوَد معنیت راست / آن کژیِّ لفظ مقبولِ خداست ( مثنوی مولوی )Adblock test...
گفت ما را از دهانِ غیر خوان - مثنوی مولوی - تاریخ: 1401/3/26 ساعت: 13:12
گفت ای موسی ز من میجو پناه / با دهانی که نکردی تو گناهگفت موسی من ندارم آن دهان / گفت ما را از دهانِ غیر خواناز دهانِ غیر کی کردی گناه؟ / از دهانِ غیر برخوان کای الهآنچنان کن که دهانها مر تو را / در شب و در روزها آرد دعا ( مثنوی مولوی )Adblock test (Why?)
دل رِه گِتِمِه کوئِه تِه نازنینیار؟ - امیری (طبری) - تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 5:31
نیشتِمِه سنگِ سر، دیم هاکِردِمِه به روبار / دل رِه گِتِمِه کوئِه تِه نازنینیار؟چِش رِه گِتِمِه که بِوار زاریِ زار / یارِ بَدیَن بونِه هر سالی یکوار ( امیری یا طبری، لحن آوازی محلی مازندرانی ) معنی:بر تختهسنگی نشسته و روی به سمت رودی داشتم. در دل به خود میگفتم که اکنون یار نازنینت کجاست؟به چشمانم میگ...
ملّت عشق از همه دینها جداست - مثنوی مولوی - تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 5:31
عتاب کردن حق تعالی موسی را از بهر آن شُبان وحی آمد سویِ موسی از خدا / بندۀ ما را ز ما کردی جداتو برای وصل کردن آمدی / یا برای فصل کردن آمدی؟ما زبان را ننگریم و قال را / ما روان را بنگریم و حال راناظرِ قلبیم اگر خاشع بوَد / گرچه گفتِ لفظ ناخاضع رودزآنکه دل جوهر بوَد، گفتن عَرَض / پس طُفیل آمد عرض، جو...
وآن جانِ شیرین از جفا ما را به جان میآورد - خواجوی کرمانی - تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 5:31
من تحفه جان میآورم بهرِ نثارِ مقدمش / وآن جانِ شیرین از جفا ما را به جان میآوردبگذشتی و بگذاشتی ما را و هیچ انگاشتی / جانا ز خشم و آشتی بگذر که این هم بگذرد ( خواجوی کرمانی )Adblock test (Why?)
هر که او بیدارتر، پُر دَردتر - مثنوی مولوی - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 23:44
هر که او بیدارتر، پُر دَردتر / هر که او آگاهتر، رخ زردتر ( مثنوی مولوی )
به چکاوک امّا نتوان گفت: مخوان - فریدون مشیری - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 23:44
میتوان رشتۀ این چنگ گسستمیتوان کاسۀ آن تار شکستمیتوان فرمان داد:های، ای طبلِ گران، زین پس خاموش بمانبه چکاوک امّانتوان گفت: مخوان ( فریدون مشیری )Adblock test (Why?)
که یک سر مهربانی دردسر بی - بابا طاهر - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 23:44
چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی / که یک سر مهربانی دردسر بی اگر مجنون دلِ شوریدهای داشت / دلِ لیلی از آن شوریدهتر بی ( بابا طاهر )
خاکِ زمین جز به هنر پاک نیست / وین هنر امروز درین خاک نیست - مخزنالاسرار نظامی - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 8:48
نورِ دل و روشنیِ سینه کو؟ / راحت و آسایشِ پارینه کو؟مردمِ پرورده، به جان پرورند / گر هنری در طرَفی بنگرندخاکِ زمین جز به هنر پاک نیست / وین هنر امروز درین خاک نیستگر هنری سر ز میان برزند / بیهنری دست
به نامِ آن که هستی نام ازو یافت / فلک جنبش، زمین آرام ازو یافت - خسرو و شیرین نظامی - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 8:48
خداوندا درِ توفیق بگشای / نظامی را رهِ تحقیق بنمایدلی ده کو یقینت را بشاید / زبانی کآفرینت را سُرایدمده ناخوب را بر خاطرم راه / بدار از ناپسندم دست کوتاهعروسی را که پروردم به جانش / مبارکروی گردان در
ز کژگویی سخن را قدر کم گشت / کسی کو راستگو شد، محتشم گشت - خسرو و شیرین نظامی - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 8:48
سخن کآن از سرِ اندیشه ناید / نوشتن را و گفتن را نشایدسخن بسیار داری، اندکی کن / یکی را صد مکن، صد را یکی کنچو آب از اعتدال افزون نهد گام / ز سیرابی به غرق آرد سرانجامسخن کم گوی تا بر کار گیرند / که در
پس آن بهتر که خود را شاد داری / در آن شادی خدا را یاد داری - خسرو و شیرین نظامی - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 8:48
اگر صد سال مانی، ور یکی روز / بباید رفت ازین کاخِ دلافروزپس آن بهتر که خود را شاد داری / در آن شادی خدا را یاد داریبه وقتِ خوشدلی چون شمعِ پُرتاب / دهن پرخنده داری، دیده پرآبچو بیگریه نشاید بود خندا
چو هر کاو راستی در دل پذیرد / جهان گیرد، جهان او را نگیرد - خسرو و شیرین نظامی - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 8:48
چو هر کاو راستی در دل پذیرد / جهان گیرد، جهان او را نگیرد ( خسرو و شیرین نظامی )

برچسب‌های مرتبط

مژده دادند که بر ما گذری | مژده دادند که برماگذری خواهی کرد | مژده دادند که بر ما | مژده دادند که | پیوند عمر بسته به موییست هوش دار | پیوند عمر بسته به مویی | پیوند عمر بسته به مویی است | پیوند عمر بسته | پیوند عمر بسته به | گفتم آهی کنم از دست غمت