تو مرا جان و 1ی،'>جهانی، چه کنم جان و جهان را؟ / تو مرا گنجِ روانی، چه کنم سود و زیان را؟
ز وصالِ تو خمارم، سرِ مخلوق ندارم / چو تو را صید و شکارم، چه کنم تیر و کمان را؟
ز شعاعِ مَهِ تابان، ز خَمِ طرّۀ پیچان / دلِ من شد سبک ای جان، بده آن رطلِ گران را
.
( 1 1 )
.
در بیت سوم : سبک شدن دل : حالت هیجان حاصل از عشق
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی