بنِشین بر لبِ جوی و گذرِ عمر ببین / کاین اشارت ز جهانِ گذران، ما را بس - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 20:08
گُلعِذاری ز گلستانِ جهان، ما را بس / زاین چمن، سایۀ آن سروِ روان، ما را بس من و همصحبتیِ اهلِ ریا ؟ دورم باد / از گرانانِ جهان، رطلِ گران، ما را بس قصرِ فردوس به پاداشِ عمل میبخشند / ما که رندیم و گدا، دَیرِ مُغان، ما را بس بنِشین بر لبِ جوی و گذرِ عمر ببین / کاین اشارت ز جهانِ گذران، ما را بس نقدِ ...
فلک به مردمِ نادان دهد زِمامِ مراد / تو اهلِ فضلی و دانش، همین گناهت بس - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 20:08
زیادتی مطَلب، کار بر خود آسان کن / صُراحیِ میِ ناب و بتی چو ماهت بس فلک به مردمِ نادان دهد زِمامِ مراد / تو اهلِ فضلی و دانش، همین گناهت بس ( غزلیّات حافظ ) در بیت اول : صراحی : ظرف بلورین با گردن باریک و دراز که از آن در پیاله شراب میریزند
تکبیتهایی از پست های اخیر داستانهای شاهنامه فردوسی بزرگ - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 20:08
تکبیتهایی از پست های اخیر داستانهای شاهنامه فردوسی بزرگ خردیافته مردِ یزدانشناس / به نیکی ز یزدان شناسد سپاس همیشه بَدی شاد و بِه روزگار / روان را خرد بادت آموزگار که داند که بلبل چه گوید همی؟ / به زیرِ گل اندر چه موید همی ؟ مده از پیِ تاج سر را به باد / که با تاج شاهی ز مادر نزاد بد و نیک هر دو ز ی...
گشتهام در جهان و، آخِرِ کار / دلبری برگُزیدهام که مپرس - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 20:08
دردِ عشقی کشیدهام که مپرس / زهرِ هجری چشیدهام که مپرس گشتهام در جهان و، آخِرِ کار / دلبری برگُزیدهام که مپرس من به گوشِ خود از دهانش دوش / سخنانی شنیدهام که مپرس سویِ من لب چه میگزی که مگوی ؟ / لبِ لعلی گَزیدهام که مپرس ( غزلیّات حافظ )
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست / زحمتی میکشم از مردم نادان که مپرس - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 20:08
دارم از زلفِ سیاهش گِله چندان که مپرس / که چنان زو شدهام بیسر و سامان که مپرس کس به امّیدِ وفا ترکِ دل و دین مکناد / که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست / زحمتی میکشم از مردم نادان که مپرس زاهد از ما به سلامت بگُذر، کاین میِ لعل / دل و دین میبَرد از دست، بدآنسان...
مَهِل که روزِ وفاتم به خاک بسپارند / مرا به میکده بر، در خُمِ شراب انداز - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 0:20
مرا به کشتیِ باده درافکن ای ساقی / که گفتهاند نکویی کن و در آب انداز اگرچه مست و خرابم، تو نیز لطفی کن / نظر بر این دلِ سرگشتۀ خراب انداز مَهِل که روزِ وفاتم به خاک بسپارند / مرا به میکده بر، در خُمِ شراب انداز ( غزلیّات حافظ ) در بیت اول : کشتی : صراحی یا تنگ شرابی که به شکل کشتی ساخته باشند – نکوی...
ای که گفتی جان بده تا باشدت آرامِ جان / جان به غمهایش سپردم، نیست آرامم هنوز - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 0:20
روزِ اوّل رفت دینم در سرِ زلفینِ تو / تا چه خواهد شد در این سَودا سرانجامم هنوز از خطا گفتم شبی زلفِ تو را مُشکِ خُتَن / میزند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز پرتوِ رویِ تو تا در خلوتم دید آفتاب / میرود چون سایه هر دَم بر در و بامم هنوز در ازل دادَه است ما را ساقیِ لعلِ لبت / جرعۀ جامی که من مدهوشِ آ...
پیاله بر کفنم بند تا سحرگهِ حَشر / به می ز دل ببرم هَولِ روزِ رستاخیز - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 0:20
خیالِ خالِ تو با خود به خاک خواهم برد / که تا ز خالِ تو خاکم شود عبیرآمیز فرشته عشق نداند که چیست، ای ساقی / بخواه جام و گلابی به خاکِ آدم ریز پیاله بر کفنم بند تا سحرگهِ حَشر / به می ز دل ببرم هَولِ روزِ رستاخیز میانِ عاشق و معشوق هیچ حایل نیست / تو خود حجابِ خودی حافظ از میان برخیز ( غزلیّات حافظ ...
جز فلاطونِ خُمنشینِ شراب / سرِّ حکمت به ما که گوید باز - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:32
جز فلاطونِ خُمنشینِ شراب / سرِّ حکمت به ما که گوید باز ( غزلیّات حافظ ) مرحوم دکتر زریابخویی میگوید این غزل غمنامهای است در سوگ شراب و ریختن آن و شکستن خم و چنگ به دست مأموران امیر مبارزالدّین مظفّر ( غزل کامل و توضیحات آن در کتاب "شاخ نبات حافظ" نوشته دکتر برزگر خالقی )
غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت / ز خیلِ شادی رُومِ رُخت، زداید باز - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 11:08
غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت / ز خیلِ شادی رُومِ رُخت، زداید باز بدآن مَثل که شب آبستن است، روز از تو / ستاره میشمرم، تا که شب چه زاید باز ؟ ( غزلیّات حافظ ) در بیت اول : زنگ : ولایت زنگیان، حبشه و زنگبار که سیاهپوستند و در تداول شاعران مقابل روم که سفیدپوستند، قرار دارد – روم رخ : رخ از جهت ...
فکند زمزمۀ عشق در حجاز و عراق / نوایِ بانگِ غزلهایِ حافظ از شیراز - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 1:35
منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز ؟! / چه شُکر گویمت ای کارسازِ بندهنواز ؟! ز مشکلاتِ طریقت، عنان متاب ای دل / که مردِ راه نیندیشد از نشیب و فراز طهارت ار نه به خونِ جگر کند عاشق / به قولِ مُفتیِ عشقش درست نیست نماز فکند زمزمۀ عشق در حجاز و عراق / نوایِ بانگِ غزلهایِ حافظ از شیراز ( غزلیّات حافظ )...
از طعنۀ رقیب نگردد عیارِ من / چون زر اگر بُرند مرا در دهانِ گاز - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 1:35
ای سروِ نازِ حُسن که خوش میروی به ناز / عشّاق را به نازِ تو هر لحظه صد نیاز فرخنده باد طلعتِ خوبت، که در ازل / بُبریدهاند بر قدِ سروت قبایِ ناز از طعنۀ رقیب نگردد عیارِ من / چون زر اگر بُرند مرا در دهانِ گاز دل کز طوافِ کعبۀ کویَت وقوف یافت / از شوقِ آن حریم، ندارد سرِ حجاز هر دَم به خونِ دیده چه حا...
چنگ بنواز و بساز، ار نبُوَد عود، چه باک / آتشم عشق و، دلم عود و، تنم مِجمر گیر - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 12:40
روی بنما وُ مرا گو که ز جان، دل برگیر / پیشِ شمع، آتشِ پروانه به جان، گو درگیر در لبِ تشنۀ ما بین و مدار آب، دریغ / بر سرِ کُشتۀ خویش آی و ز خاکش برگیر ترکِ درویش مگیر، ار نبُوَد سیم و زرش / در غمت سیم شمار اشک و، رُخش را زر گیر چنگ بنواز و بساز، ار نبُوَد عود، چه باک / آتشم عشق و، دلم عود و، تنم مِ...
دلم از دست بشد، دوش چو حافظ میگفت / کای صبا نَکهتی از کویِ فلانی به من آر - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/9/12 ساعت: 3:06
ای صبا نَکهتی از کویِ فلانی به من آر / زار و بیمارِ غمم، راحتِ جانی به من آر قلبِ بیحاصلِ ما را بزن اکسیرِ مراد / یعنی از خاکِ درِ دوست، نشانی به من آر در کمینگاهِ نظر با دلِ خویشم جنگ است / زَابرو وُ غمزۀ او تیر و کمانی به من آر در غریبیّ و فراق و غمِ دل، پیر شدم / ساغرِ می ز کفِ تازهجوانی به من آر...
دلقِ حافظ به چه ارزد ؟ به میاش رنگین کن / وآنگهش مست و خراب از سرِ بازار بیار - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/9/12 ساعت: 3:06
ای صبا، نَکهتی از خاکِ رهِ یار بیار / ببَر اندوه دل و، مژدۀ دلدار بیار نکتۀ روحفزا از دهنِ دوست بگو / نامۀ خوشخبر از عالَمِ اسرار بیار خامی و سادهدلی شیوۀ جانبازان نیست / خبری از برِ آن دلبرِ عیّار بیار شُکرِ آن را که تو در عشرتی ای مرغِ چمن / به اسیرانِ قفس مژدۀ گلزار بیار کامِ جان، تلخ شد از صبر ک...
رازِ سربستۀ ما بین، که به دستان گفتند / هر زمان با دف و نی، بر سرِ بازارِ دگر - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/9/12 ساعت: 3:06
گر بوَد عمر، به میخانه رسَم بارِ دگر / بهجز از خدمتِ رندان نکنم کارِ دگر خرّم آن روز که با دیدۀ گریان بروم / تا زنم آب، درِ میکده یک بارِ دگر معرفت نیست در این قوم، خدا را سببی / تا بَرم گوهرِ خود را به خریدارِ دگر یار اگر رفت و حقِ صحبتِ دیرین نشِناخت / حاشَ لِلَّه که روم من ز پیِ یارِ دگر گر مساعد...
حافظ، سخن بگوی، که بر صفحۀ جهان / این نقش مانَد از قلمت یادگارِ عمر - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/9/12 ساعت: 3:06
این یک دو دَم که مهلتِ دیدار ممکن است / دریاب کارِ ما که نه پیداست کارِ عمر دی در گذار بود و نظر سویِ ما نکرد / بیچاره دل که هیچ ندید از گذارِ عمر در هر طرف ز خیلِ حوادث کمینگهی است / زآن رو عنانگسسته دوانَد سوارِ عمر بیعمر زندهام من و، این بس عجب مدار / روزِ فراق را که نهد در شمارِ عمر ؟ حافظ، سخن ...
مَی خور به بانگِ چنگ و مخور غصّه، ور کسی / گوید تو را که باده مخور، گو هُوَالغَفُور - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/9/12 ساعت: 3:06
دیگر ز شاخِ سروِ سهی بلبلِ صبور / گلبانگ زد که چشمِ بد از رویِ گُل به دور ای گُل، به شُکرِ آنکه تویی پادشاهِ حُسن / با بلبلان بیدلِ شیدا مکن غرور از دستِ غیبتِ تو شکایت نمیکنم / تا نیست غیبتی، نبُوَد لذّتِ حضور گر دیگران به عیش و طَرَب خرّمند و شاد / ما را غمِ نگار بوَد مایۀ سرور زاهد اگر به حور و ق...
به جانِ دوست که غم، پرده بر شما ندرَد / گر اعتماد بر الطافِ کارساز کنید - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 21:12
به جانِ دوست که غم، پرده بر شما ندرَد / گر اعتماد بر الطافِ کارساز کنید میانِ عاشق و معشوق، فرق بسیار است / چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید نخست، موعظۀ پیرِ صحبت، این حرف است / که از مصاحبِ ناجنس احتراز کنید هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق / بر او نمرده به فتویِّ من نماز کنید ( غزلیّات حاف...
بیا وُ حالِ اهلِ دَرد بشنو / به لفظِ اندک و معنیِّ بسیار - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 21:12
الا ای طوطیِ گویایِ اسرار / مبادا خالیات شکّر ز منقار سرت سبز و دلت خوش باد جاوید / که خوش نقشی نمودی از خطِ یار سخن، سربسته گفتی با حریفان / خدا را زاین معمّا پرده بردار به رویِ ما زن از ساغر گلابی / که خوابآلودهایم ای بختِ بیدار چه ره بود این که

برچسب‌های مرتبط

مژده دادند که بر ما گذری | مژده دادند که برماگذری خواهی کرد | مژده دادند که بر ما | مژده دادند که | پیوند عمر بسته به موییست هوش دار | پیوند عمر بسته به مویی | پیوند عمر بسته به مویی است | پیوند عمر بسته | پیوند عمر بسته به | گفتم آهی کنم از دست غمت