مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد / نیّتِ خیر مگردان که مبارکفالی است - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 2:11
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است / حالِ هجران، تو چه دانی که چه مشکلحالی است ؟ مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد / نیّتِ خیر مگردان که مبارکفالی است کوهِ اندوهِ فراقت به چه حالت بکَشد / حافظِ خسته که از ناله تنش چون نالی است ؟ ( غزلیّات حافظ )
پیوندِ عمر، بسته به مویی است، هوشدار / غمخوارِ خویش باش، غمِ روزگار چیست ؟ - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:13
هر وقتِ خوش که دست دهد مغتنم شمار / کس را وقوف نیست که انجامِ کار چیست پیوندِ عمر، بسته به مویی است، هوشدار / غمخوارِ خویش باش، غمِ روزگار چیست ؟ رازِ درونِ پرده چه داند فلک ؟ خموش / ای مدّعی، نزاعِ تو با پردهدار چیست ؟ سهو و خطایِ بنده گرش اعتبار نیست / معنیِّ عفو و رحمتِ آمرزگار چیست ؟ ( غزلیّات ح...
سَحر کرشمۀ چشمت به خواب میدیدم / زهی مراتبِ خوابی که بِه ز بیداری است - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:13
بنال بلبل اگر با مَنَت سرِ یاری است / که ما دو عاشقِ زاریم و کارِ ما زاری است خیالِ زلفِ تو پختن، نه کارِ هر خامی است / که زیرِ سلسله رفتن، طریقِ عیّاری است سَحر کرشمۀ چشمت به خواب میدیدم / زهی مراتبِ خوابی که بِه ز بیداری است دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ / که رستگاریِ جاوید در کمآزاری است ( غزل...
گفتم آه از دلِ دیوانۀ حافظ بیتو / زیرِ لب، خندهزنان گفت که دیوانۀ کیست ؟ - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 2:13
یارب این شمعِ دلافروز ز کاشانۀ کیست ؟ / جانِ ما سوخت، بپرسید که جانانۀ کیست ؟ دولتِ صحبتِ آن شمعِ سعادتپرتو / بازپرسید خدا را که به پروانۀ کیست ؟ یارب آن شاهوشِ ماهرخِ زُهرهجَبین / دُرِّ یکتایِ که وُ گوهرِ یک دانۀ کیست ؟ گفتم آه از دلِ دیوانۀ حافظ بیتو / زیرِ لب، خندهزنان گفت که دیوانۀ کیست ؟ ( غزلی...
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد ؟ / ای خواجه، درد نیست، وگرنه طبیب هست - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 12:22
رویِ تو کس ندید و، هزارت رقیب هست / در غنچهای هنوز و، صدت عندلیب هست عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد ؟ / ای خواجه، درد نیست، وگرنه طبیب هست ( غزلیّات حافظ )
پری نهفته رخ و دیو در کرشمۀ حسن / بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی است - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 12:22
پری نهفته رخ و دیو در کرشمۀ حسن / بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی است سبب مپرس که چرخ از چه سفلهپرور شد / که کامبخشیِ او را بهانه بیسببی است ( غزلیّات حافظ )
زلفِ او دام است و، خالش دانۀ آن دام و، من / بر امیدِ دانهای افتادهام در دامِ دوست - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 9:47
مرحبا ای پیکِ مشتاقان، بده پیغامِ دوست / تا کُنم جان از سرِ رغبت فدایِ نامِ دوست واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس / طوطیِ طبعم ز عشقِ شکّر و بادامِ دوست زلفِ او دام است و، خالش دانۀ آن دام و، من / بر امیدِ دانهای افتادهام در دامِ دوست گر دهد دستم، کَشم در دیده همچون توتیا / خاکِ راهی کآن مشرّف گر...
دارم عجب ز نقشِ خیالش، که چون نرفت / از دیدهام که دَمبهدَمش کار، شُست و شوست ؟! - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 18:59
دارم امیدِ عاطفتی از جَنابِ دوست / کردم جنایتیّ و امیدم به عفوِ اوست دانم که بگذرد ز سرِ جرمِ من، که او / گرچه پریوش است، ولیکن فرشتهخوست دارم عجب ز نقشِ خیالش، که چون نرفت / از دیدهام که دَمبهدَمش کار، شُست و شوست ؟! ( غزلیّات حافظ )
دشمن به قصدِ حافظ اگر دَم زند چه باک / منّت خدای را که نِیام شرمسارِ دوست - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 18:59
دشمن به قصدِ حافظ اگر دَم زند چه باک / منّت خدای را که نِیام شرمسارِ دوست ( غزلیّات حافظ )
اگرچه دوست به چیزی نمیخرد ما را / به عالَمی نفُروشیم مویی از سرِ دوست - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 18:59
اگرچه دوست به چیزی نمیخرد ما را / به عالَمی نفُروشیم مویی از سرِ دوست ( غزلیّات حافظ )
دلبرم عزمِ سفر کرد، خدا را یاران / چه کنم با دلِ مجروح که مرهم با اوست - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 20:56
خالِ مُشکین که بدان عارضِ گندمگون است / سرِّ آن دانه که شد رهزنِ آدم، با اوست دلبرم عزمِ سفر کرد، خدا را یاران / چه کنم با دلِ مجروح که مرهم با اوست با که این نکته توان گفت، که آن سنگیندل / کُشت ما را وُ دَمِ عیسیِ مریم با اوست ( غزلیّات حافظ )
رخِ تو در دلم آمد، مراد خواهم یافت / چرا که حالِ نکو در قفایِ فالِ نکوست - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 20:55
نظیرِ دوست ندیدم، اگرچه از مَه و مِهر / نهادم آینهها در مقابلِ رخِ دوست رخِ تو در دلم آمد، مراد خواهم یافت / چرا که حالِ نکو در قفایِ فالِ نکوست ( غزلیّات حافظ )
دَورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست / هر کسی پنج روز نوبتِ اوست - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 6:01
دَورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست / هر کسی پنج روز نوبتِ اوست فقرِ ظاهر مَبین، که حافظ را / سینه گنجینۀ محبّتِ اوست ( غزلیّات حافظ )
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد ؟ / حسابش با کرامالکاتبین است - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 17:23
ز چشمِ شوخِ تو جان کَی توان برد / که دایم با کمان اندر کمین است ؟ تو پنداری که بدگو رفت و جان برد ؟ / حسابش با کرامالکاتبین است ( غزلیّات حافظ )
چگونه شاد شود اندرونِ غمگینم ؟ / به اختیار، که از اختیار بیرون است - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 9:47
مرحوم دکتر معین، این غزل را مرثیهای در مرگ فرزند خواجه میداند ز گریه مردمِ چشمم نشسته در خون است / ببین که در طلبت حالِ مردمان چون است دلم بجو که قدت همچو سرو، دلجوی است / سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است از آن دَمی که ز چشمم برفت رودِ عزیز / کنارِ دامنِ من همچو رودِ جیحون است چگونه شاد شود اندرونِ...
روزگاری است که سَودایِ بتان، دینِ من است / غمِ این کار، نشاطِ دلِ غمگینِ من است - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 20:33
روزگاری است که سَودایِ بتان، دینِ من است / غمِ این کار، نشاطِ دلِ غمگینِ من است یارِ من باش، که زیبِ فلک و زینتِ دهر / از مَهِ رویِ تو و اشکِ چو پروینِ من است تا مرا عشقِ تو تعلیمِ سخن گفتن کرد / خَلق را وِردِ زبان، مِدحت و تحسینِ من است ( غزلیّات حافظ )
گناه اگرچه نبود اختیار ما حافظ / تو در طریق ادب باش، گو گناهِ من است - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 20:33
غرض ز مسجد و میخانهام وصالِ شماست / جز این خیال ندارم، خدا گواهِ من است گناه اگرچه نبود اختیار ما حافظ / تو در طریق ادب باش، گو گناهِ من است ( غزلیّات حافظ )
باغبان، همچو نسیمم ز درِ خویش مران / کآب گلزارِ تو از اشکِ چو گلنارِ من است - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 23:01
لعلِ سیرابِ بهخونتشنه، لبِ یارِ من است / وز پیِ دیدنِ او، دادنِ جان کارِ من است شرم از آن چشمِ سیه بادش و مژگانِ دراز / هر که دل بردنِ او دید و در انکارِ من است باغبان، همچو نسیمم ز درِ خویش مران / کآب گلزارِ تو از اشکِ چو گلنارِ من است شربتِ قند و گلاب از لبِ یارم فرمود / نرگسِ او که طبیبِ دلِ بیما...
مرو به خانۀ اربابِ بیمروّتِ دهر / که گنجِ عافیتت در سرایِ خویشتن است - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 19:33
مرو به خانۀ اربابِ بیمروّتِ دهر / که گنجِ عافیتت در سرایِ خویشتن است ( غزلیّات حافظ )
از ننگ چه گویی؟ که مرا نام ز ننگ است / وز نام چه پرسی؟ که مرا ننگ ز نام است - غزلیّات حافظ - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 17:38
از ننگ چه گویی؟ که مرا نام ز ننگ است / وز نام چه پرسی؟ که مرا ننگ ز نام است ( غزلیّات حافظ )

برچسب‌های محبوب

هنگام وداع تو | گناه اگرچه نبود | چگونه شاد شود اندرون غمگینم | چگونه شاد شود | پیوند عمر بسته به مویی است | پیوند عمر بسته | پیوند عمر بسته به | مژده دادند که بر ما | مژده دادند که