خرید بک لینک

مرحوم دکتر معین، این غزل را مرثیهای در مرگ فرزند خواجه میداند

ز گریه مردمِ چشمم نشسته در خون است / ببین که در طلبت حالِ مردمان چون است

دلم بجو که قدت همچو سرو، دلجوی است / سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است

از آن دَمی که ز چشمم برفت رودِ عزیز / کنارِ دامنِ من همچو رودِ جیحون است

چگونه شاد شود اندرونِ غمگینم ؟ / به اختیار، که از اختیار بیرون است

ز بیخودی طلبِ یار میکند حافظ / چو مفلسی که طلبکارِ گنج قارون است

( غزلیّات حافظ )

برچسب: چگونه شاد شود اندرون غمگینم,چگونه شاد شود,چگونه می شود شاد بود, نویسنده: رادین نوروزی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 9:47

صفحه بندی