ORezaO

متن مرتبط با «رخ تو در نظر من چنین» در سایت ORezaO نوشته شده است

روایت تازه از پنهان حدیثی کاو شود آرامشِ پنهانِ من - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    پنهان حدیثی کاو شود آرامشِ پنهانِ من - غزلیّات مولوی در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «پنهان حدیثی کاو شود آرامشِ پنهانِ من - غزلیّات مولوی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. آن سو مرو، این سو مرو، ای گلبنِ خندانِ من / ای عقلِ عقلِ عقلِ من، ای جانِ جانِ جانِ منخواهم که شب تاری شود، پنهان بیایم پیشِ تو / از رویِ...

    ادامه مطلب
  • پشت پرده دلبر و یارِ من تویی، رونقِ کارِ من تویی - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    دلبر و یارِ من تویی، رونقِ کارِ من تویی - غزلیّات مولوی در این گزارش به بررسی کامل «دلبر و یارِ من تویی، رونقِ کارِ من تویی - غزلیّات مولوی» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دودِ من / جور مکن که بشنود شاد شود حسودِ منبیش مکن تو دود را، شاد مکن حسود را / وه که شاد م...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات سیر نمی‌شوم ز تو، ای مَهِ جانفزای من - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    سیر نمی‌شوم ز تو، ای مَهِ جانفزای من - غزلیّات مولوی در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «سیر نمی‌شوم ز تو، ای مَهِ جانفزای من - غزلیّات مولوی» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سیر نمی‌شوم ز تو، ای مَهِ جانفزای من / جور مکن، جفا مکن، نیست جفا سزای منآمد دی خیالِ تو، گفت مرا که غم مخور / گفتم غم نمی‌خورم ای غمِ تو...

    ادامه مطلب
  • ماجرای هر که ز ماه گویدت، بام برآ که همچنین - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    هر که ز ماه گویدت، بام برآ که همچنین - غزلیّات مولوی در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «هر که ز ماه گویدت، بام برآ که همچنین - غزلیّات مولوی» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. هر که ز حور پرسدت، رخ بنما که همچنین / هر که ز ماه گویدت، بام برآ که همچنینهر که پری طلب کند، چهرۀ خود بدو نما / هر که ز مُشک د...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از تاجِ من است دستِ تو چون بنهیش بر سرم - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    تاجِ من است دستِ تو چون بنهیش بر سرم - غزلیّات مولوی اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «تاجِ من است دستِ تو چون بنهیش بر سرم - غزلیّات مولوی» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. از تو جهانِ پر بلا همچو بهشت شد مرا / تا چه شود ز لطفِ تو صورتِ آن جهانِ منتاجِ من است دستِ تو چون بنهیش بر ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای نیست در عالم ز هجران تلخ‌تر - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    نیست در عالم ز هجران تلخ‌تر - غزلیّات مولوی در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «نیست در عالم ز هجران تلخ‌تر - غزلیّات مولوی» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ای خدا این وصل را هجران مکن / سرخوشانِ عشق را نالان مکننیست در عالم ز هجران تلخ‌تر / هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن.( غزلیّات مولوی )...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات گفتی خوشی تو بی ما، زاین طعنه‌ها گذر کن - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    گفتی خوشی تو بی ما، زاین طعنه‌ها گذر کن - غزلیّات مولوی در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «گفتی خوشی تو بی ما، زاین طعنه‌ها گذر کن - غزلیّات مولوی» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گفتی مرا که چونی؟ در رویِ ما نظر کن / گفتی خوشی تو بی ما، زاین طعنه‌ها گذر کنگفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت / کسی بی‌تو خوش نباشد...

    ادامه مطلب
  • پشت پرده رحمی نکند چشمِ خوشِ تو - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    رحمی نکند چشمِ خوشِ تو - غزلیّات مولوی در این گزارش به بررسی کامل «رحمی نکند چشمِ خوشِ تو - غزلیّات مولوی» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. آن دلبرِ من، آمد برِ من / زنده شد ازو بام و درِ منگفتا بروم، کاری‌ست مهم / در شهر مرا، جان و سرِ منگفتم به خدا گر تو بروی / امشب نزیَد این پیکرِ منآخر تو...

    ادامه مطلب
  • در قالبِ آرزویِ من ریخته‌اند - رباعیّات خاقانی

  • نیلوبلاگ

    صد بار وجود را فرو بیخته‌اند / تا همچو تو صورتی برانگیخته‌اندسبحان الله ز فرقِ سر تا قدمت / در قالبِ آرزویِ من ریخته‌اند.( رباعیّات خاقانی ) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • هیچ چیزش به جز از وصلِ تو خشنود نکرد - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    آزمودم دلِ خود رابه هزاران شیوه / هیچ چیزش به جز از وصلِ تو خشنود نکردگرچه آن لعلِ لبت عیسیِ رنجوران است / دلِ رنجورِ مرا چارۀ بهبود نکرد.( غزلیّات مولوی ) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • اسبِ غم را در قدمهای طربها پی کنید - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    ای طربناکان ز مطرب التماسِ می کنید / سویِ عشرتها روید و میلِ بانگِ نی کنیدشهسوارِ اسبِ شادیها شوید ای مقبلان / اسبِ غم را در قدمهای طربها پی کنیدنوبهاری هست با صد رنگِ گلزار و چمن / تَرکِ سرد و خشک و ادباریِ ماهِ دی کنید.( غزلیّات مولوی ) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ز خاکِ من اگر گندم برآید - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    ز خاکِ من اگر گندم برآید / از آن گر نان پزی، مستی فزایدخمیر و نانبا دیوانه گردد / تنورش بیت مستانه سُرایدمیا بی دف به گورِ من برادر / که در بزمِ خدا غمگین نشایدمرا حق از میِ عشق آفریدهست / همان عشقم اگر مرگم بساید.( غزلیّات مولوی ) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • در جهان، گریاندن آسان است، اشکی پاک کن - ملکالشعرا بهار

  • نیلوبلاگ

    تا توانی دفعِ غم از خاطرِ غمناک کن / در جهان، گریاندن آسان است، اشکی پاک کن . ( ملکالشعرا بهار )...

    ادامه مطلب
  • من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید - ملکالشعرا بهار

  • نیلوبلاگ

    این غزل را بهار به سال 1312 در زندان شهربانی ساخته است.من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید / قفسم برده به باغی و دلم شاد کنیدفصلِ گُل میگذرد، همنفسان بهرِ خدا / بنشینید به باغی و مرا یاد کنیدیاد از این مرغِ گرفتار کنید ای مرغان / چون تماشای گل و لاله و شمشاد کنیدهر که دارد ز شما مرغِ اسیری به قفس / بُرده در باغ و به یادِ منَش آزاد کنیدآشیانِ منِ بیچاره اگر سوخت چه باک؟ / فکرِ ویرانشدنِ خانۀ صیّاد کنیدبیستون بر سرِ راه است، مباد از شیرین / خبری گفته و غمگین دلِ فرهاد کنیدجور و بیداد کند عمرِ جوانان کوتاه / ای بزرگانِ وطن بهرِ خدا داد کنیدگر شد از جورِ شما خانۀ موری ویران / خانۀ خویش محال است که آباد کنید.( ملکالشعرا بهار ) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • رقصی چنین میانۀ میدانم آرزوست - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست / بگشای لب که قندِ فراوانم آرزوستگفتی ز ناز «بیش مرنجان مرا برو» / آن گفتنت که «بیش مرنجانم» آرزوستزاین همرهانِ سستعناصر دلم گرفت / شیرِ خدا و رستمِ دستانم آرزوستزاین خلقِ پر شکایتِ گریان شدم ملول / آن هایهوی و نعرۀ مستانم آرزوستدی شیخ با چراغ همی گشت گردِ شهر / کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوستگفتند یافت مینشود جُستهایم ما / گفت آنکه یافت مینشود آنم آرزوستیک دست جامِ باده و یک دست جعدِ یار / رقصی چنین ...

    ادامه مطلب
  • در دل و جان خانه کردی عاقبت - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    در دل و جان خانه کردی عاقبت / هر دو را دیوانه کردی عاقبتآمدی کآتش در این عالم زنی / وانگشتی تا نکردی عاقبتدانهای بیچاره بودم زیرِ خاک / دانه را دُردانه کردی عاقبتدانهای را باغ و بستان ساختی / خاک را کاشانه کردی عاقبت.( غزلیّات مولوی ) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • جامی که برَد از دلم آزار به من داد - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    بار دگر آن دلبرِ عیّار مرا یافت / سرمست همیگشت به بازار مرا یافتاز خونِ من آثار به هر راه چکیدهست / اندر پیِ من بود، به آثار مرا یافتجامی که برَد از دلم آزار به من داد / آن لحظه که آن یارِ کمآزار مرا یافت.( غزلیّات مولوی ) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را؟ - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    تو مرا جان و جهانی،'>جهانی، چه کنم جان و جهان را؟ / تو مرا گنجِ روانی، چه کنم سود و زیان را؟ز وصالِ تو خمارم، سرِ مخلوق ندارم / چو تو را صید و شکارم، چه کنم تیر و کمان را؟ز شعاعِ مَهِ تابان، ز خَمِ طرّۀ پیچان / دلِ من شد سبک ای جان، بده آن رطلِ گران را.( غزلیّات مولوی ).در بیت سوم : سبک شدن دل : حالت هیجان حاصل از عشق بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تبارِ اهرمن چیره به یزدانیتبار اندر - ملکالشعرا بهار

  • نیلوبلاگ

    روان شد لشکرِ آبان به طرفِ جویبار اندر / نهاده سیمگونرایت به کتفِ کوهسار اندرچو بر بستان کفن پوشید برفِ تندبار اندر / درختِ سرو بر تن کرد رختِ سوگوار اندردرختان لرز لرزان در میانِ جویبار اندر / به پایِ هر درختی برگها گشته نثار اندربه باغ آیند زاغان شامگاهان صد هزار اندر / در افکنده به ابرِ تیره بانگِ غار غار اندربدین معنی یکی بنگر به احوالِ دیار اندر / در افتاده به چنگِ دشمنانی دیوسار اندرتو گوئی مرگ بگشاده به ایرانشهر بار اندر / به جانِ کشور افتاده گروهی گرگوار اندردریغا کشورِ ایران بدین احوالِ زار اندر / دریغا آن دلیریها به چندین روزگار اندرچه شد رستم که هر ساعت به دشتِ کارزار اندر / گرامی جان سپر کردی به پیشِ شهریار اندر؟ببین زی داریوش آن خسروِ با اقتدار اندر / به نقشِ بیستونش بین و آن وا...

    ادامه مطلب
  • خواهم که سخن گویم، آواز برون ناید - امیرخسرو دهلوی

  • نیلوبلاگ

    تو حالِ دلم پرسی، من در رخِ تو حیران / خواهم که سخن گویم، آواز برون نایدگفتی که شدی رسوا، سهل است، به یک بوسه / بربند دهانم را تا راز برون ناید.( امیرخسرو دهلوی ) بخوانید...

    ادامه مطلب