در این گزارش به بررسی کامل «رحمی نکند چشمِ خوشِ تو - غزلیّات مولوی» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
آن دلبرِ من، آمد برِ من / زنده شد ازو بام و درِ من
گفتا بروم، کاریست مهم / در شهر مرا، جان و سرِ من
گفتم به خدا گر تو بروی / امشب نزیَد این پیکرِ من
آخر تو شبی رحمی نکنی / بر رنگ و رخِ همچون زرِ من؟
رحمی نکند چشمِ خوشِ تو / بر نوحه و این چشمِ ترِ من؟
گفتا چه کنم چون ریخت قضا / خونِ همه را در ساغرِ من؟
این گفت و بشد چون بادِ صبا / شد اشک روان از منظرِ من
گفتم چه شود گر لطف کنی / آهسته روی ای سرورِ من؟
.
( غزلیّات مولوی )
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی