خرید بک لینک

بنمای رخ که باغ و گلستانم 1 / بگشای لب که قندِ فراوانم آرزوست

گفتی ز ناز «بیش مرنجان مرا برو» / آن گفتنت که «بیش مرنجانم» آرزوست

زاین همرهانِ سستعناصر دلم گرفت / شیرِ خدا و رستمِ دستانم آرزوست

زاین خلقِ پر شکایتِ گریان شدم ملول / آن هایهوی و نعرۀ مستانم آرزوست

دی شیخ با چراغ همی گشت گردِ شهر / کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت مینشود جُستهایم ما / گفت آنکه یافت مینشود آنم آرزوست

یک دست جامِ باده و یک دست جعدِ یار / 1 1