این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن - غزلیّات مولوی» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن / ترکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن
ماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها / خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
از من گریز، تا تو، هم در بلا نیفتی / بگزین رهِ سلامت، ترکِ رهِ بلا کن
ماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیده / بر آبِ دیدۀ ما، صد جایْ آسیا کن
بر شاهِ خوبرویان، واجب وفا نباشد / ای زردروی عاشق، تو صبر کن، وفا کن
در خواب دوش پیری در کویِ عشق دیدم / با دست اشارتم کرد که عزم سویِ ما کن
گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرّد / از برقِ این زمرّد، هین دفعِ اژدها کن
.
( غزلیّات مولوی )
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی