ORezaO

متن مرتبط با «چگونه شاد شود» در سایت ORezaO نوشته شده است

روایت تازه از پنهان حدیثی کاو شود آرامشِ پنهانِ من - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    پنهان حدیثی کاو شود آرامشِ پنهانِ من - غزلیّات مولوی در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «پنهان حدیثی کاو شود آرامشِ پنهانِ من - غزلیّات مولوی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. آن سو مرو، این سو مرو، ای گلبنِ خندانِ من / ای عقلِ عقلِ عقلِ من، ای جانِ جانِ جانِ منخواهم که شب تاری شود، پنهان بیایم پیشِ تو / از رویِ...

    ادامه مطلب
  • ما را مسلّم آمد شادی و خوشدلی - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    غم را چه زَهره باشد تا نامِ ما بَرَد؟ / دستی بزن که از غم و غمخوار فارغیمما را مسلّم آمد شادی و خوشدلی / کز باد و بودِ اندک و بسیار فارغیمبر رفت و بر گذشت سرِ ما ز آسمان / کز ذوقِ عشق، از سر و دستار فارغیم.( غزلیّات مولوی ) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • چون ز گِل دور شود آب، صفایی برسد - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    گر ز یارانِ گِلآلوده بریدی، مگری / چون ز گِل دور شود آب، صفایی برسد . ( غزلیّات مولوی )...

    ادامه مطلب
  • کآنک روزی مهر ورزیدهست نیکاختر شود - خواجوی کرمانی

  • نیلوبلاگ

    هرکه را وجدی نباشد کی بغلتاند سماع؟ / آتشی باید که تا دودی به روزن بر شودنور نبوَد هر درونی را که در وی مهر نیست / آتشی چون برفروزی خانه روشنتر شودهمچو صبح ار صادقی خواجو مشو خالی ز مهر / کآنک روزی مهر ورزیدهست نیکاختر شود.( خواجوی کرمانی ) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • عزیز از ماندنِ دائم شود خوار - دقیقی

  • نیلوبلاگ

    من اینجا دیر ماندم خوار گشتم / عزیز از ماندنِ دائم شود خوارچو آب اندر شَمَر بسیار ماند / زُهومت گیرد از آرامِ بسیار ( دقیقی ) در بیت دوم : شمر : آبگیر – زهومت : بوی گندیدگی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • پس آن بهتر که خود را شاد داری / در آن شادی خدا را یاد داری - خسرو و شیرین نظامی

  • نیلوبلاگ

    اگر صد سال مانی، ور یکی روز / بباید رفت ازین کاخِ دلافروزپس آن بهتر که خود را شاد داری / در آن شادی خدا را یاد داریبه وقتِ خوشدلی چون شمعِ پُرتاب / دهن پرخنده داری، دیده پرآبچو بیگریه نشاید بود خندا...

    ادامه مطلب
  • اگر خار و خسک در ره نماند / گل و شمشاد را قیمت که داند؟ - خسرو و شیرین نظامی

  • نیلوبلاگ

    اگر خار و خسک در ره نماند / گل و شمشاد را قیمت که داند؟بباید داغِ دوری روزکی چند / پس از دوری خوش آید مهر و پیوند( خسرو و شیرین نظامی )...

    ادامه مطلب
  • هیچ شادی نیست اندر این جهان / برتر از دیدارِ رویِ دوستان - رودکی

  • نیلوبلاگ

    هیچ شادی نیست اندر این جهان / برتر از دیدارِ رویِ دوستانهیچ تلخی نیست بر دل تلختر / از فراقِ دوستانِ پرهنر( رودکی )...

    ادامه مطلب
  • شاد بر آنم که درین دیر تنگ / شادی و غم هردو ندارد درنگ - مخزنالاسرار نظامی

  • نیلوبلاگ

    شاد بر آنم که درین دیر تنگ / شادی و غم هردو ندارد درنگاین همه میری و همه بندگی / هست درین قالبِ گردندگیانجم و افلاک به گشتن درند / راحت و محنت به گذشتن درندشاددلم زآنکه دلِ من غمی است / کآمدن غم سبب خ...

    ادامه مطلب
  • درست و راست کناد این مَثَل، خدای، ورا / اگر ببست یکی در، هزار در بگشاد - رودکی

  • نیلوبلاگ

    درست و راست کناد این مَثَل، خدای، ورا / اگر ببست یکی در، هزار در بگشادخدایِ عرش، جهان را چنین نهاد نهاد / که گاه مردم شادان و گه بوَد ناشاد( رودکی )...

    ادامه مطلب
  • نه چشمِ طامع از دنیا شود سیر / نه هرگز چاه پر گردد به شبنم - قصاید سعدی

  • نیلوبلاگ

    بسی صورت بگردیدهست عالم / وزین صورت بگردد عاقبت همعمارت با سرای دیگر انداز / که دنیا را اساسی نیست محکممثالِ عمر، سربرکرده شمعیست / که کوته باز میباشد دمادمو یا برفِ گدازان بر سرِ کوه / کزو هر لحظه...

    ادامه مطلب
  • همیشه صاحبِ این منزلِ مبارک را / تنِ درست و دلِ شاد باد و بختِ جوان - قصاید سعدی

  • نیلوبلاگ

    همیشه صاحبِ این منزلِ مبارک را / تنِ درست و دلِ شاد باد و بختِ جواندو چیز حاصلِ عمر است: نامِ نیک و ثواب / وزین دو درگذری، کلّ من علیها فانپس اعتماد مکن بر دوامِ دولت و عمر / که دولتی دگرت در پی است ج...

    ادامه مطلب
  • نابرده رنج گنج میسّر نمیشود / مزد آن گرفت جانِ برادر که کار کرد - قصاید سعدی

  • نیلوبلاگ

    فضلِ خدای را که تواند شمار کرد؟ / یا کیست آن که شُکرِ یکی از هزار کرد؟ترکیبِ آسمان و طلوعِ ستارگان / از بهرِ عبرتِ نظرِ هوشیار کرداجزایِ خاکِ مرده به تأثیرِ آفتاب / بُستانِ میوه و چمن و لالهزار کرداب...

    ادامه مطلب
  • عقل حیران شود از خوشۀ زرّینِ عنب / فهم عاجز شود از حقّۀ یاقوتِ انار - قصاید سعدی

  • نیلوبلاگ

    که تواند که دهد میوۀ الوان از چوب؟ / یا که داند که برآرد گلِ صدبرگ از خار؟آدمیزاده اگر در طرب آید نه عجب / سرو در باغ به رقص آمده و بید و چنارژاله بر لاله فرود آمده نزدیکِ سحر / راست چون عارضِ گلبوی...

    ادامه مطلب
  • غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت / ز خیلِ شادی رُومِ رُخت، زداید باز - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت / ز خیلِ شادی رُومِ رُخت، زداید باز بدآن مَثل که شب آبستن است، روز از تو / ستاره میشمرم، تا که شب چه زاید باز ؟ ( غزلیّات حافظ ) در بیت اول : زنگ : ولایت زنگیان، حبشه و زنگبار که سیاهپوستند و در تداول شاعران مقابل روم که سفیدپوستند، قرار دارد – روم رخ : رخ از جهت سفیدی، به رومیان مانند شده است – خواجه در این بیت غم را که در دل سبب تیرگی میشود، به سپاه زنگیان و شادی را که سبب روشنی دل میگردد، به خیل روم مانند کرده است – خیل : دسته و گروه، سپاه در بیت دوم : ستاره : استعاره از اشک و ستاره شمردن، کنایه از اشک ریختن – از تو : از دست تو، به سبب دوری تو – معنی بیت : بنا بر این مثل که شب آبستن حوادث است، روزها به سبب دوری تو ای یار، اشک میریزم و منتظر میمانم، تا...

    ادامه مطلب
  • غبارِ غم برود، حال، خوش شود حافظ / تو آبِ دیده از این رهگذر دریغ مدار - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    حریفِ عشقِ تو بودم، چو ماهِ نو بودی / کنون که ماهِ تمامی، نظر دریغ مدار جهان و هرچه در او هست، سهل و مختصر است / ز اهلِ معرفت این مختصر دریغ مدار غبارِ غم برود، حال، خوش شود حافظ / تو آبِ دیده از این رهگذر دریغ مدار ( غزلیّات حافظ ) در بیت اول : چو : وقتی که در بیت دوم : سهل : بیارزش ...

    ادامه مطلب
  • چگونه شاد شود اندرونِ غمگینم ؟ / به اختیار، که از اختیار بیرون است - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    مرحوم دکتر معین، این غزل را مرثیهای در مرگ فرزند خواجه میداند ز گریه مردمِ چشمم نشسته در خون است / ببین که در طلبت حالِ مردمان چون است دلم بجو که قدت همچو سرو، دلجوی است / سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است از آن دَمی که ز چشمم برفت رودِ عزیز / کنارِ دامنِ من همچو رودِ جیحون است چگونه شاد شود اندرونِ غمگینم ؟ / به اختیار، که از اختیار بیرون است ز بیخودی طلبِ یار میکند حافظ / چو مفلسی که طلبکارِ گنج قارون است ( غزلیّات حافظ )...

    ادامه مطلب
  • شادیِ مجلسیان در قدم و مقدمِ توست / جایِ غم باد هر آن دل که نخواهد شادت - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    ساقیا آمدنِ عید مبارک بادت / و آن مواعید که کردی مَرَواد از یادت در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فراق / برگرفتی ز حریفان دل و، دل میدادت شادیِ مجلسیان در قدم و مقدمِ توست / جایِ غم باد هر آن دل که نخواهد شادت ( غزلیّات حافظ )...

    ادامه مطلب