
ای دلِ پاره پارهام، دیدنِ اوست چارهام - غزلیّات مولوی دوش چه خوردهای دلا؟ راست بگو، نهان مکن / چون خمشانِ بیگنه روی بر آسمان مکنای دلِ پاره پارهام، دیدنِ اوست چارهام / اوست پناه و پشتِ من، تکیه بر این جهان مکن.( غزلیّات مولوی ) نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ توسط رضا .: Weblog Themes By Blog Skin :....
ادامه مطلب
تاجِ من است دستِ تو چون بنهیش بر سرم - غزلیّات مولوی از تو جهانِ پر بلا همچو بهشت شد مرا / تا چه شود ز لطفِ تو صورتِ آن جهانِ منتاجِ من است دستِ تو چون بنهیش بر سرم / طُرّۀ توست چون کمر بسته بر این میانِ منپیشتر آ دمی بنه آن بر و سینه بر برم / گرچه که در یگانگی جانِ تو است جانِ من.( غزلیّات مولوی ) نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ توسط رضا .: Weblog Themes By Blog Skin :....
ادامه مطلب
گفتی خوشی تو بی ما، زاین طعنهها گذر کن - غزلیّات مولوی گفتی مرا که چونی؟ در رویِ ما نظر کن / گفتی خوشی تو بی ما، زاین طعنهها گذر کنگفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت / کسی بیتو خوش نباشد، رو قصّۀ دگر کن.( غزلیّات مولوی ) نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ توسط رضا .: Weblog Themes By Blog Skin :....
ادامه مطلب
رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن / ترکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کنماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها / خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کناز من گریز، تا تو، هم در بلا نیفتی / بگزین رهِ سلامت، ترکِ رهِ بلا کنماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیده / بر آبِ دیدۀ ما، صد جایْ آسیا کنبر شاهِ خوبرویان، واجب وفا نباشد / ای زردروی عاشق، تو صبر کن، وفا کندر خواب دوش پیری در کویِ عشق دیدم / با دست اشارتم کرد که عزم سویِ ما کنگر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرّد / از برقِ این زمرّد، هین دفعِ اژدها کن.( غزلیّ...
ادامه مطلب
رحمی نکند چشمِ خوشِ تو - غزلیّات مولوی آن دلبرِ من، آمد برِ من / زنده شد ازو بام و درِ منگفتا بروم، کاریست مهم / در شهر مرا، جان و سرِ منگفتم به خدا گر تو بروی / امشب نزیَد این پیکرِ منآخر تو شبی رحمی نکنی / بر رنگ و رخِ همچون زرِ من؟رحمی نکند چشمِ خوشِ تو / بر نوحه و این چشمِ ترِ من؟گفتا چه کنم چون ریخت قضا / خونِ همه را در ساغرِ من؟این گفت و بشد چون بادِ صبا / شد اشک روان از منظرِ منگفتم چه شود گر لطف کنی / آهسته روی ای سرورِ من؟.( غزلیّات مولوی ) نوشته شده در تاريخ جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ توسط رضا...
ادامه مطلب
نیست نشانِ زندگی تا نرسد نشانِ تو - غزلیّات مولوی سخت خوش است چشمِ تو، وآن رخِ گلفشانِ تو / دوش چه خوردهای دلا؟ راست بگو به جانِ تومرده اگر ببیندت، فهم کند که سرخوشی / چند نهان کنی که می فاش کند نهانِ تومشرق و مغرب ار روم، ور سویِ آسمان شوم / نیست نشانِ زندگی تا نرسد نشانِ توزاهدِ کشوری بُدَم، صاحبِ منبری بدم / کرد قضا دلِ مرا عاشق و کفزنانِ توصبر پرید از دلم، عقل گریخت از سرم / تا به کجا کشد مرا مستیِ بیامانِ تو.( غزلیّات مولوی ) نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ توسط رضا .: Weblo...
ادامه مطلب
لقمۀ هر خورنده را درخورِ او دهد خدا - غزلیّات مولوی هین کژ و راست میروی، باز چه خوردهای بگو / مست و خراب میروی خانه به خانه، کو به کوراست بگو، نهان مکن، پشت به عاشقان مکن / چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو؟گفتمش ای رسولِ جان، ای سببِ نزولِ جان / زآنک تو خوردهای بده، چند عتاب و گفتگو؟گفت شرارهای از آن گر ببری سویِ دهان / حلق و دهان بسوزدت بانگ زنی گلو گلولقمۀ هر خورنده را درخورِ او دهد خدا / آنچه گلو بگیردت حرص مکن مجو مجوخامُش باش و معتمَد، محرمِ رازِ نیک و بد / آنکه نیازمودیَش، راز مگو ب...
ادامه مطلب
من شبم، تو ماهِ من، بر آسمان بیمن مرو - غزلیّات مولوی خوش خرامان میروی، ای جانِ جان، بیمن مرو / ای حیاتِ دوستان در بوستان بیمن مروای فلک بیمن مگرد و ای قمر بیمن متاب / ای زمین بیمن مروی و ای زمان بیمن مرواین جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است / این جهان بیمن مباش و آن جهان بیمن مروشب ز نورِ ماه، رویِ خویش را بیند سپید / من شبم، تو ماهِ من، بر آسمان بیمن مرو.( غزلیّات مولوی ) نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ توسط رضا .: Weblog Themes By Blog Skin :....
ادامه مطلب
پنهان حدیثی کاو شود آرامشِ پنهانِ من - غزلیّات مولوی در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «پنهان حدیثی کاو شود آرامشِ پنهانِ من - غزلیّات مولوی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. آن سو مرو، این سو مرو، ای گلبنِ خندانِ من / ای عقلِ عقلِ عقلِ من، ای جانِ جانِ جانِ منخواهم که شب تاری شود، پنهان بیایم پیشِ تو / از رویِ...
ادامه مطلب
دلبر و یارِ من تویی، رونقِ کارِ من تویی - غزلیّات مولوی در این گزارش به بررسی کامل «دلبر و یارِ من تویی، رونقِ کارِ من تویی - غزلیّات مولوی» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دودِ من / جور مکن که بشنود شاد شود حسودِ منبیش مکن تو دود را، شاد مکن حسود را / وه که شاد م...
ادامه مطلب
سیر نمیشوم ز تو، ای مَهِ جانفزای من - غزلیّات مولوی در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «سیر نمیشوم ز تو، ای مَهِ جانفزای من - غزلیّات مولوی» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سیر نمیشوم ز تو، ای مَهِ جانفزای من / جور مکن، جفا مکن، نیست جفا سزای منآمد دی خیالِ تو، گفت مرا که غم مخور / گفتم غم نمیخورم ای غمِ تو...
ادامه مطلب
هر که ز ماه گویدت، بام برآ که همچنین - غزلیّات مولوی در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «هر که ز ماه گویدت، بام برآ که همچنین - غزلیّات مولوی» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. هر که ز حور پرسدت، رخ بنما که همچنین / هر که ز ماه گویدت، بام برآ که همچنینهر که پری طلب کند، چهرۀ خود بدو نما / هر که ز مُشک د...
ادامه مطلب
ای دلِ پاره پارهام، دیدنِ اوست چارهام - غزلیّات مولوی این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «ای دلِ پاره پارهام، دیدنِ اوست چارهام - غزلیّات مولوی» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دوش چه خوردهای دلا؟ راست بگو، نهان مکن / چون خمشانِ بیگنه روی بر آسمان مکنای دلِ پاره پارهام، دیدنِ اوست چارهام /...
ادامه مطلب
تاجِ من است دستِ تو چون بنهیش بر سرم - غزلیّات مولوی اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «تاجِ من است دستِ تو چون بنهیش بر سرم - غزلیّات مولوی» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. از تو جهانِ پر بلا همچو بهشت شد مرا / تا چه شود ز لطفِ تو صورتِ آن جهانِ منتاجِ من است دستِ تو چون بنهیش بر ...
ادامه مطلب
نیست در عالم ز هجران تلختر - غزلیّات مولوی در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «نیست در عالم ز هجران تلختر - غزلیّات مولوی» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ای خدا این وصل را هجران مکن / سرخوشانِ عشق را نالان مکننیست در عالم ز هجران تلختر / هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن.( غزلیّات مولوی )...
ادامه مطلب
گفتی خوشی تو بی ما، زاین طعنهها گذر کن - غزلیّات مولوی در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «گفتی خوشی تو بی ما، زاین طعنهها گذر کن - غزلیّات مولوی» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گفتی مرا که چونی؟ در رویِ ما نظر کن / گفتی خوشی تو بی ما، زاین طعنهها گذر کنگفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت / کسی بیتو خوش نباشد...
ادامه مطلب
رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن - غزلیّات مولوی این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن - غزلیّات مولوی» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن / ترکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کنماییم و موجِ سودا، شب تا به روز تنها / خواهی بیا بب...
ادامه مطلب
رحمی نکند چشمِ خوشِ تو - غزلیّات مولوی در این گزارش به بررسی کامل «رحمی نکند چشمِ خوشِ تو - غزلیّات مولوی» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. آن دلبرِ من، آمد برِ من / زنده شد ازو بام و درِ منگفتا بروم، کاریست مهم / در شهر مرا، جان و سرِ منگفتم به خدا گر تو بروی / امشب نزیَد این پیکرِ منآخر تو...
ادامه مطلب
چو غلامِ آفتابم'>آفتابم هم از آفتاب گویم / نه شبم، نه شبپرستم، که حدیثِ خواب گویمچو رسولِ آفتابم، به طریقِ ترجمانی / بهنهان از او بپرسم، به شما جواب گویمچو دلت چو سنگ باشد، پر از آتشم چو آهن / تو چو لطفِ شیشه گیری، قدح و شراب گویم.( غزلیّات مولوی ) بخوانید...
ادامه مطلب
غم را چه زَهره باشد تا نامِ ما بَرَد؟ / دستی بزن که از غم و غمخوار فارغیمما را مسلّم آمد شادی و خوشدلی / کز باد و بودِ اندک و بسیار فارغیمبر رفت و بر گذشت سرِ ما ز آسمان / کز ذوقِ عشق، از سر و دستار فارغیم.( غزلیّات مولوی ) بخوانید...
ادامه مطلب