دارم امیدِ عاطفتی از جَنابِ دوست / کردم جنایتیّ و امیدم به عفوِ اوست
دانم که بگذرد ز سرِ جرمِ من، که او / گرچه پریوش است، ولیکن فرشتهخوست
دارم عجب ز نقشِ خیالش، که چون نرفت / از دیدهام که دَمبهدَمش کار، شُست و شوست ؟!
( غزلیّات حافظ )
برچسب: دارم عجب ز نقش خیالش,من عجب دارم ز جویای صفا,
نویسنده: رادین نوروزی