جهان بر کهان و مهان بگذرد / خردمند مردم چرا غم خورد؟
بسی مهتر و کهتر از من گذشت / نخواهم من از خواب بیدار گشت
همانا که شد سال بر شست و شش / نه نیکو بوَد مردمِ پیر کَش
چو این نامور نامه آید به بُن / ز من رویِ کشور شود پر سخُن
از آن پس که من زندهام / که تخمِ سخن من پراکندهام
هر آن کس که دارد هُش و رای و دین / پس از مرگ بر من کند آفرین
( )
در بیت سوم : کش : مغرور
برچسب:
نویسنده: رادین نوروزی