ORezaO

متن مرتبط با «گوشمال» در سایت ORezaO نوشته شده است

من که قولِ ناصحان را خواندمی قولِ رَباب / گوشمالی دیدم از هجران، که اینم پند، بس - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    من که قولِ ناصحان را خواندمی قولِ رَباب / گوشمالی دیدم از هجران، که اینم پند، بس عشقبازی کارِ بازی نیست ای دل، سر بباز / زآنکه گویِ عشق نتوان زد به چوگانِ هوس ( غزلیّات حافظ ) در بیت اول : قول (اوّل) : سخن و گفتار – قول (دوم) : ترانه و تصنیف و آواز – رباب : تنبور، از سازهای زهی شبیه تار – گوشمال : کوک نمودن آلات زهی موسیقی به طریق مرسوم؛ یعنی پیچاندن گوشیهای ساز که آن عمل را به کنایت، گوشمال یا گوشمالی گفتهاند و گاهی از آن ایهامی منظور نمودهاند برای تأدیب ساز از راه گوشمالی – گوشمالی : تنبیه و مجازات و در اصطلاح موسیقی که در اینجا مراد نیست، با رباب و قول ایهام تناسب است در بیت دوم : گوی : توپ و گلولهای چوبی که در بازی چوگان از آن استفاده میشود – چوگان : چوبی با دستۀ راست و باریک و سر کج ک...

    ادامه مطلب
  • نه هرکس سزاوار باشد به مال / یکی مال خواهد، یکی گوشمال - بوستان سعدی

  • نیلوبلاگ

    بگفتیم در باب احسان بسی / ولیکن نه شرط است با هرکسی برانداز بیخی که خار آورد / درختی بپرور که بار آورد کسی را بده پایۀ مهتران / که بر کهتران سر ندارد گران مبخشای بر هر کجا ظالمیست / که رحمت برو، جور بر عالمیست جهانسوز را کشته بهتر چراغ / یکی به در آتش که خلقی به داغ هر آن کس که بر دزد رحمت کند / به بازوی خود کاروان میزند جفاپیشگان را بده سر به باد / ستم بر ستمپیشه، عدل است و داد کسی با بدان نیکویی چون کند ؟ / بدان را تحمّل، بد افزون کند چه نیکو زده است این مَثَل پیرِ دِه / ستورِ لگدزن، گرانبار به نی نیزه در حلقۀ کارزار / بهقیمتتر از نیشکر صدهزار نه هرکس سزاوار باشد به مال / یکی مال خوا...

    ادامه مطلب