ORezaO

متن مرتبط با «نفَس» در سایت ORezaO نوشته شده است

شعرِ حافظ همه بیتالغزلِ معرفت است / آفرین بر نفَسِ دلکش و لطفِ سخنش - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    یارب این نوگلِ خندان که سپردی به منَش / میسپارم به تو از چشمِ حسودِ چمنشگرچه از کویِ وفا گشت به صد مرحله دور / دُور باد آفتِ دَورِ فلک از جان و تنش گر به سرمنزلِ سَلمی رسی ای بادِ صبا / چشم دارم که سلامی برسانی ز منَش، به ادب نافه گشایی کن از آن زلفِ سیاه / جایِ دلهای عزیز است، به هم برمزنش، گو دلم حقِّ وفا با خط و خالت دارد / محترم دار در آن طُرّۀ عنبرشکنش در مقامی که به یادِ لبِ او مَی نوشند / سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش عِرض و مال از درِ میخانه نشاید اندوخت / هر که این آب خورَد رَخت به دریا فکنش هر که ترسد ز ملال، اندُهِ عشقش نه حلال / سرِ ما وُ قدمش، یا لبِ ما وُ دهنش شعرِ حافظ همه بیتالغزلِ معرفت است / آفرین بر نفَسِ دلکش و لطفِ سخنش ( غزلیّات حافظ ) در بیت سوم : سلمی : نام معش...

    ادامه مطلب
  • به عمری یک نفَس با ما چون بنشینند برخیزند / نهالِ شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    سمنبویان غبارِ غم، چو بنشینند بنشانند / پریرویان قرار از دل، چو بستیزند بستانند به فتراکِ جفا دلها چو بربندند بربندند / ز زلفِ عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند به عمری یک نفَس با ما چون بنشینند برخیزند / نهالِ شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند سرشکِ گوشهگیران را چو دَریابند دُر یابند / رخِ مِهر از سَحرخیزان نگردانند اگر دانند ز چشمم لعلِ رُمّانی چو میخندند میبارند / ز رُویم رازِ پنهانی چو میu200eبینند میخوانند دوایِ دردِ عاشق را کسی کاو سهل پندارد / ز فکر، آنان که که در تدبیرِ درمانند درمانند چو منصور از مراد، آنان که بر، دارند بردارند / بدین درگاه، حافظ را چو میخوانند میرانند در این حضرت، چ...

    ادامه مطلب
  • به صدق کوش که خورشید زاید از نفَست / که از دروغ سیهu200eروی گشت صبحِ نخست - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    سرشکِ من که ز طوفانِ نوح دست بَرَد / ز لوحِ سینه نیارَست نقشِ مهرِ تو شُست بکُن معاملهای، واین دل شکسته بخر / که با شکستگی ارزد به صد هزار درست به صدق کوش که خورشید زاید از نفَست / که از دروغ سیهu200eروی گشت صبحِ نخست ( غزلیّات حافظ )...

    ادامه مطلب