ORezaO

متن مرتبط با «مال» در سایت ORezaO نوشته شده است

ببری مالِ مسلمان و چو مالت ببرند / بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست - قصاید سعدی

  • نیلوبلاگ

    خانه پر گندم و یک جو نفرستاده به گور / برگِ مرگت چو غمِ برگِ زمستانی نیستببری مالِ مسلمان و چو مالت ببرند / بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیستسعدیا گرچه سخندان و مصالحگویی / به عمل کار برآید به سخن...

    ادامه مطلب
  • قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع / که نیست با کَسَم از بهرِ مال و جاه نزاع - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع / که نیست با کَسَم از بهرِ مال و جاه نزاع ( غزلیّات حافظ )...

    ادامه مطلب
  • من که قولِ ناصحان را خواندمی قولِ رَباب / گوشمالی دیدم از هجران، که اینم پند، بس - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    من که قولِ ناصحان را خواندمی قولِ رَباب / گوشمالی دیدم از هجران، که اینم پند، بس عشقبازی کارِ بازی نیست ای دل، سر بباز / زآنکه گویِ عشق نتوان زد به چوگانِ هوس ( غزلیّات حافظ ) در بیت اول : قول (اوّل) : سخن و گفتار – قول (دوم) : ترانه و تصنیف و آواز – رباب : تنبور، از سازهای زهی شبیه تار – گوشمال : کوک نمودن آلات زهی موسیقی به طریق مرسوم؛ یعنی پیچاندن گوشیهای ساز که آن عمل را به کنایت، گوشمال یا گوشمالی گفتهاند و گاهی از آن ایهامی منظور نمودهاند برای تأدیب ساز از راه گوشمالی – گوشمالی : تنبیه و مجازات و در اصطلاح موسیقی که در اینجا مراد نیست، با رباب و قول ایهام تناسب است در بیت دوم : گوی : توپ و گلولهای چوبی که در بازی چوگان از آن استفاده میشود – چوگان : چوبی با دستۀ راست و باریک و سر کج ک...

    ادامه مطلب
  • نه هرکس سزاوار باشد به مال / یکی مال خواهد، یکی گوشمال - بوستان سعدی

  • نیلوبلاگ

    بگفتیم در باب احسان بسی / ولیکن نه شرط است با هرکسی برانداز بیخی که خار آورد / درختی بپرور که بار آورد کسی را بده پایۀ مهتران / که بر کهتران سر ندارد گران مبخشای بر هر کجا ظالمیست / که رحمت برو، جور بر عالمیست جهانسوز را کشته بهتر چراغ / یکی به در آتش که خلقی به داغ هر آن کس که بر دزد رحمت کند / به بازوی خود کاروان میزند جفاپیشگان را بده سر به باد / ستم بر ستمپیشه، عدل است و داد کسی با بدان نیکویی چون کند ؟ / بدان را تحمّل، بد افزون کند چه نیکو زده است این مَثَل پیرِ دِه / ستورِ لگدزن، گرانبار به نی نیزه در حلقۀ کارزار / بهقیمتتر از نیشکر صدهزار نه هرکس سزاوار باشد به مال / یکی مال خوا...

    ادامه مطلب
  • تو پنداری که بدگو رفت و جان برد ؟ / حسابش با کرامالکاتبین است - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    ز چشمِ شوخِ تو جان کَی توان برد / که دایم با کمان اندر کمین است ؟ تو پنداری که بدگو رفت و جان برد ؟ / حسابش با کرامالکاتبین است ( غزلیّات حافظ )...

    ادامه مطلب