
تُرکی مرا خون میخورد، ای ترکِ خونخوار آن تویی / یاری مرا دل میبرد، ای یارِ دلدار آن توییقندی، طبرزد پارهای، عاشقکشی، خونخوارهای / لالهصفت رخسارهای، ای لالهرخسار آن توییشیریندهانی چون رطب، ن...
ادامه مطلب
باز بنایِ, توبه را عشق خراب میکند / روزهگشایِ عاشقان, از میِ ناب میکندنرگسِ تو به غمزه گفت: کانِ توام، تو صبر کن / من، به خدا، که صابرم، عشق شتاب میکند( غزلیّات, نظامی, )...
ادامه مطلب
رویِ تو کس ندید و، هزارت رقیب هست / در غنچهای هنوز و، صدت عندلیب هست عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد ؟ / ای خواجه، درد نیست، وگرنه طبیب هست ( غزلیّات حافظ )...
ادامه مطلب