ORezaO

متن مرتبط با «اوست» در سایت ORezaO نوشته شده است

بررسی ای دلِ پاره پاره‌ام، دیدنِ اوست چاره‌ام - غزلیّات مولوی

  • نیلوبلاگ

    ای دلِ پاره پاره‌ام، دیدنِ اوست چاره‌ام - غزلیّات مولوی این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «ای دلِ پاره پاره‌ام، دیدنِ اوست چاره‌ام - غزلیّات مولوی» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دوش چه خورده‌ای دلا؟ راست بگو، نهان مکن / چون خمشانِ بی‌گنه روی بر آسمان مکنای دلِ پاره پاره‌ام، دیدنِ اوست چاره‌ام /...

    ادامه مطلب
  • ای مبارک اوستاد، ای شاعرِ والانژاد - ملکالشعرا بهار

  • نیلوبلاگ

    بخشهایی از قصیده ملکالشعرا بهار در سال 1313 به مناسبت جشنی که رضاشاه برای هزارمین سال تصنیف شاهنامۀ فردوسی برپا کرد.آنچه کوروش کرد و دارا، وآنچه زردشتِ مهین / زنده گشت از همّتِ فردوسیِ سِحرآفرینتازه گشت از طبعِ حکمتزایِ فردوسی به دهر / آنچه کردند آن بزرگان در جهان از داد و دینباستانینامه کافشاندندش اندر خاک و گِل / تازیان در سیصد و پنجاه سال از جهل و کین،آفتابِ طبعِ فردوسی به سیّ و پنج سال / تازه از گِل برکشیدش چون شکفته یاسمینشد درفش کاویانی باز برپا تا کشید / این سوارِ پارسی رخشِ فصاحت زیرِ زینخود به کامِ خویش و گنجِ خویش کرد این شاهکار / نه کسش فرمود هان و نه کسش فرمود هینگرچه خورد از گنجِ خویش و بر نخورد از رنجِ خویش / لیک ماند از خویش گنجی بیعدیل و بیقرینآنچه گفت اندر اوستا زردهشت و آنچ...

    ادامه مطلب
  • قرآن کلامِ اوست، بخوانی و بشنوی / لیکن چه سود؟ پیروِ قرآن نمیشوی - غزلیّات نظامی

  • نیلوبلاگ

    عمری گذشت و هیچ به فرمان نمیشوی / زین کردهای خویش پشیمان نمیشویقرآن کلامِ اوست، بخوانی و بشنوی / لیکن چه سود؟ پیروِ قرآن نمیشویدُرّ بایدت همی و به دریا نمیروی / گُل بایدت همی به گلستان نمیشوی( غ...

    ادامه مطلب
  • همه عالَم به نورِ اوست پیدا / کجا او گردد از عالَم هویدا؟ - گلشن راز

  • نیلوبلاگ

    1 کدامین فکر، ما را شرطِ راه است؟ / چرا گه طاعت و، گاهی گناه است؟ 2 در آلا فکر کردن شرطِ راه است / ولی در ذاتِ حق محضِ گناه است 3 بُوَد در ذاتِ حق اندیشه باطل / محالِ محض دان تحصیلِ حاصل 4 چو آیات است...

    ادامه مطلب
  • آن سفر کرده که صد قافله دل همرهِ اوست / هر کجا هست خدایا به سلامت دارش - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    فکرِ بلبل همه آن است که گُل شد یارش / گُل در اندیشه که چون عشوه کند در کارشدلربایی همه آن نیست که عاشق بکُشند / خواجه آن است که باشد غمِ خدمتکارش جایِ آن است که خون موج زند در دلِ لعل / زاین تغابن که خَزَف، میشکند بازارش بلبل از فیضِ گُل آموخت سخن، ورنه نبود / این همه قول و غزل تعبیه در منقارش ای که در کوچۀ معشوقۀ ما میگذری / بر حذر باش که سر میشکند دیوارش آن سفر کرده که صد قافله دل همرهِ اوست / هر کجا هست خدایا به سلامت دارش صوفیِ سرخوش از این دست که کج کرد کلاه / به دو جامِ دگر آشفته شود دستارش ( غزلیّات حافظ ) در بیت سوم : لعل : سنگ قیمتی سرخرنگ، استعاره از خود شاعر – خزف : سفال، استعاره از مردم فرومایه – تغابن : زیانمندی و ضرر – معنی بیت : به عبارتی، سزاوار است اهل فضل به سبب اینکه افر...

    ادامه مطلب
  • گر از دوست، چشمت بر احسانِ اوست / تو در بندِ خویشی، نه در بندِ دوست - بوستان سعدی

  • نیلوبلاگ

    خلاف طریقت بوَد کاولیا / تمنّا کنند از خدا جز خدا گر از دوست، چشمت بر احسانِ اوست / تو در بندِ خویشی، نه در بندِ دوست تو را تا دهن باشد از حرص باز / نیاید به گوش دل از غیب باز حقیقت، سَراییست آراسته / هوا و هوس، گرد برخاسته نبینی که جایی که برخاست گَرد / نبیند نظر، گرچه بیناست مرد ؟ ( بوستان سعدی ) ...

    ادامه مطلب
  • دلبرم عزمِ سفر کرد، خدا را یاران / چه کنم با دلِ مجروح که مرهم با اوست - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    خالِ مُشکین که بدان عارضِ گندمگون است / سرِّ آن دانه که شد رهزنِ آدم، با اوست دلبرم عزمِ سفر کرد، خدا را یاران / چه کنم با دلِ مجروح که مرهم با اوست با که این نکته توان گفت، که آن سنگیندل / کُشت ما را وُ دَمِ عیسیِ مریم با اوست ( غزلیّات حافظ )...

    ادامه مطلب
  • دَورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست / هر کسی پنج روز نوبتِ اوست - غزلیّات حافظ

  • نیلوبلاگ

    دَورِ مجنون گذشت و نوبتِ ماست / هر کسی پنج روز نوبتِ اوست فقرِ ظاهر مَبین، که حافظ را / سینه گنجینۀ محبّتِ اوست ( غزلیّات حافظ )...

    ادامه مطلب