دلم از دست بشد، دوش چو حافظ می‌گفت / کای صبا نَکهتی از کویِ فلانی به من آر - غزلیّات حافظ

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

ای صبا نَکهتی از کویِ فلانی به من آر / زار و بیمارِ غمم، راحتِ جانی به من آر

قلبِ بی‌حاصلِ ما را بزن اکسیرِ مراد / یعنی از خاکِ درِ دوست، نشانی به من آر

در کمین‌گاهِ نظر با دلِ خویشم جنگ است / زَابرو وُ غمزۀ او تیر و کمانی به من آر

در غریبیّ و فراق و غمِ دل، پیر شدم / ساغرِ می ز کفِ تازه‌جوانی به من آر

منکران را هم از این می، دو سه ساغر بچشان / وگر ایشان نسِتانند، روانی به من آر

ساقیا، عشرتِ امروز به فردا مفِکن / یا ز دیوانِ قضا خطِّ امانی به من آر

دلم از دست بشد، دوش چو حافظ می‌گفت /  کای صبا نَکهتی از کویِ فلانی به من آر

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت اول : نکهت : بوی خوش

در بیت سوم : کمین‌گاه نظر : گوشه و کمین‌گاهی که مخفیانه بتوان نگاه کرد – حافظ از آن رو با دل خود در جنگ است، زیرا هرچه را که چشم از کمین‌گاه می‌بیند، او می‌خواهد؛ به همین سبب به باد صبا می‌گوید که از ابرو و غمزۀ یار برایم تیر و کمانی بیاور تا کار دل را تمام کنم

در بیت پنجم : روانی : زود و فوری


نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 3:06

فهرست وبلاگ