ای دلِ غم‌دیده، حالت بِه شود، دل بد مکُن / واین سرِ شوریده بازآید به سامان، غم مخور - غزلیّات حافظ

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آخرین مطالب

جستجوگر

امکانات وب

پر مخاطب ها

برچسب ها

یوسفِ گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور / کلبۀ احزان شود روزی گلستان، غم مخور

ای دلِ غم‌دیده، حالت بِه شود، دل بد مکُن / واین سرِ شوریده بازآید به سامان، غم مخور

گر بهارِ عمر باشد، باز بر تختِ چمن / چترِ گُل در سر کَشی ای مرغِ خوش‌خوان، غم مخور

دَورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت / دایماً یکسان نباشد حالِ دَوران، غم مخور

هان مشو نومید، چون واقف نه‌ای از سرِّ غیب / باشد اندر پرده بازی‌های پنهان، غم مخور

ای دل ار سیلِ فنا بنیادِ هستی برکَنَد / چون تو را نوح است کشتی‌بان، ز طوفان غم مخور

در بیابان گر به شوقِ کعبه خواهی زد قدم / سرزنش‌ها گر کند خارِ مغیلان، غم مخور

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید / هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان، غم مخور

حالِ ما در فُرقتِ جانان و اِبرامِ رقیب / جمله می‌داند خدایِ حال‌گردان، غم مخور

حافظا، در کنجِ فقر و خلوتِ شب‌هایِ تار / تا بوَد وِردت دعا وُ درسِ قرآن، غم مخور

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت دوم : دل بد کردن : کنایه از نگران و مضطرب بودن

در بیت هفتم : مغیلان : نوعی درختچه پرخار که در شنزارها می‌روید و خارهای آن سبب اذیّت و آزار طالبان کعبه بود؛ از این رو، مغیلان به مشکلات راه طریقت و عشق تعبیر شده است

در بیت نهم : ابرام : به ستوه آوردن و ملول کردن


نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 3:06
برچسب‌ها : غمدیده،,غزلیّات,
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها