سخن گفتی فردوسی از دنیا و زودگذری آن و آز و طمع - شاهنامه فردوسی بزرگ | بلاگ

سخن گفتی فردوسی از دنیا و زودگذری آن و آز و طمع - شاهنامه فردوسی بزرگ

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

سخن گفتی فردوسی از دنیا و زودگذری آن و آز و طمع

 

جهان چون به زاری برآید همی / بد و نیک روزی سر آید همی

چو بستی کمر بر درِ راهِ آز / شود کارِ گیتیت یکسر دراز

به یک روی جُستن بلندی سزاست / اگر در میانِ دمِ اژدهاست

و دیگر که گیتی ندارد درنگ / سرایِ سپنجی چه پهن و چه تنگ

پرستندۀ آز و جویایِ کین / به گیتی ز کس نشنود آفرین

سرِ مایۀ مردِ سنگ و خرد / ز گیتی بی‌آزاری اندرخورد

درِ دانش و آنگهی راستی / گر این دو نیابی روان کاستی

چو دانی که بر تو نماند جهان / چه پیچی تو زآن جایِ نوشین روان

بخور آنچه داری و بیشی مجوی / که از آز کاهی همی آبروی

 

( شاهنامه فردوسی بزرگ )

 

در بیت اول : سر آید : به پایان می رسد

در بیت دوم : کمر بستن : آماده شدن، خدمت کردن - آز : طمع، افزون خواهی

در بیت سوم : به یک روی : از یک طرف

در بیت پنجم : پرستنده : خدمتکار

در بیت ششم : مرد سنگ : انسان متین و باوقار - اندر خوردن : شایسته و سزاوار بودن

...
نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 3:51