بر درِ شاهم گدایی نکته‌ای در کار کرد / گفت: بر هر خوان که بنشستم، خدا رزّاق بود - غزلیّات حافظ

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

پیش از اینت بیش از این اندیشۀ عشّاق بود / مِهرورزیِّ تو با ما شهرۀ آفاق بود

از دَمِ صبحِ ازل تا آخِرِ شامِ ابد / دوستیّ و مِهر، بر یک عهد و یک میثاق بود

سایۀ معشوق اگر افتاد بر عاشق، چه شد / ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود

حُسنِ مَه‌رویانِ مجلس گرچه دل می‌بُرد و دین / بحثِ ما در لطفِ طبع و خوبی اخلاق بود

بر درِ شاهم گدایی نکته‌ای در کار کرد / گفت: بر هر خوان که بنشستم، خدا رزّاق بود

شعرِ حافظ در زمانِ آدم اندر باغِ خُلد / دفترِ نسرین و گُل را زینتِ اوراق بود

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت ششم : خواجه زیبایی شعر خود را خدادادی می‌داند که از روز ازل همراه با خلقت آدم برای او مقدّر شده است و می‌فرماید: شعر حافظ از زمان حضرت آدم، در بهشت، زینتی برای گلبرگ‌های نسرین و گل سرخ بود


شاهم,گدایی,نکتهای,خوان,بنشستم،,رزّاق,غزلیّات,حافظ,...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 17:07

close
تبلیغات در اینترنت