من آن نگینِ سلیمان به هیچ نستانم / که گاه‌گاه بر او دستِ اهرمن باشد - غزلیّات حافظ | بلاگ

من آن نگینِ سلیمان به هیچ نستانم / که گاه‌گاه بر او دستِ اهرمن باشد - غزلیّات حافظ

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

خوش است خلوت اگر یار، یارِ من باشد / نه من بسوزم و، او شمعِ انجمن باشد

من آن نگینِ سلیمان به هیچ نستانم / که گاه‌گاه بر او دستِ اهرمن باشد

همای گو مفِکن سایۀ شرف هرگز / در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت دوم : خواجه در ادامۀ بیت قبل یار خود را به انگشتری سلیمان و اغیار را به دیو و اهرمن مانند کرده است

در بیت سوم : در اینجا طوطی استعاره از انسان های شریف و زغن استعاره از انسان های پست


...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 13:22