فروغِ ماه می‎دیدم ز بامِ قصرِ او روشن / که رو از شرمِ آن خورشید در دیوار می‌آورد - غزلیّات حافظ | بلاگ

فروغِ ماه می‎دیدم ز بامِ قصرِ او روشن / که رو از شرمِ آن خورشید در دیوار می‌آورد - غزلیّات حافظ

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

من آن شکلِ صنوبر را ز باغِ دیده برکندم / که هر گُل کز غمش بشکفت، محنت بار می‌آورد

فروغِ ماه می‎دیدم ز بامِ قصرِ او روشن / که رو از شرمِ آن خورشید در دیوار می‌آورد

عفَااللَّه چینِ ابرویش اگرچه ناتوانم کرد / به عشوه هم پیامی بر سرِ بیمار می‌آورد

 

( غزلیّات حافظ )

 

در بیت دوم : روی در دیوار آوردن : کنایه از پنهان و مخفی شدن - این بیت را دو گونه می توان معنا کرد، یک حالت اینکه ماه در معنی قمر و خورشید استعاره از صورت زیبای یار ، و حالت دیگر اینکه ماه استعاره از معشوق و خورشید در معنی اصلی آن یعنی آفتاب

در بیت سوم : عفاالله : آفرین، ماشاالله - در قدیم برای بریدن تب بیمار به طوری که او متوجه نشود، یک سینی نزدیک او نگاه می داشتند و گلوله ای گلین را در چلّۀ کمان نهاده، به سینی می زدند، عقیده داشتند با هیجان و ترسی که با این کار غفلتاً به بیمار دست می داده، تب او قطع می شده است. این کار در ایالات جنوب هنوز هم مرسوم است و بدآن سونجی گیری می گویند. - معنی بیت : خواجه خود را به بیمار مانند کرده است و می فرماید آفرین بر چین ابروی معشوق که اگرچه مرا ناتوان و بیمار کرد، ولی ناز و غمزۀ ابروهای کمانی اش پیام عافیت و سلامتی برایم آورد


...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:01