ORezaO

متن مرتبط با «افتاده» در سایت ORezaO نوشته شده است

زلفِ او دام است و، خالش دانۀ آن دام و، من / بر امیدِ دانه‌ای افتاده‌ام در دامِ دوست - غزلیّات حافظ

  • مرحبا ای پیکِ مشتاقان، بده پیغامِ دوست / تا کُنم جان از سرِ رغبت فدایِ نامِ دوست واله و شیداست دایم هم‌چو بلبل در قفس / طوطیِ طبعم ز عشقِ شکّر و بادامِ دوست زلفِ او دام است و، خالش دانۀ آن دام و، من / بر امیدِ دانه‌ای افتاده‌ام در دامِ دوست گر دهد دستم، کَشم در دیده هم‌چون توتیا / خاکِ راهی کآن مشرّف گردد از اَقدامِ دوست میلِ من سویِ وصال و، قصدِ او سویِ فراق / ترکِ کامِ خود گرفتم تا برآید کامِ دوست حافظ اندر دردِ او می‌سوز و بی‌درمان بساز / زآنکه درمانی ندارد دردِ بی‌آرامِ دوست   ( غزلیّات حافظ ),زلف او دام است,زلف دلبر دام راه,به دام زلف تو دل مبتلای,به دام زلف تو مبتلای خویشتن است,به دام زلف تو دل ...ادامه مطلب

  • جدیدترین مطالب منتشر شده

    گزیده مطالب

    تبلیغات

    برچسب ها